تبلیغات
سرای مقالات نهج البلاغه - قانون‌گرایی در نهج‌البلاغه
یکشنبه 20 بهمن 1387

قانون‌گرایی در نهج‌البلاغه

• نوشته شده توسط: سید محمد حسن محمدی


محمدعلی ابراهیمی

مقدمه

[1]استخوان‌بندی قانون هر مقدار كه محكم باشد وقتی كسی به ‌آن ملتزم نباشد و در جامعه عملی نشود ارزش چندانی نخواهد داشت. زندگی انسان بدون حاكمیت قانون انسجام نمی‌یابد و ادامه آن با مشكل مواجه می‌گردد. به‌همین خاطر پیامبر اسلام6 بلافاصله پس از اجتماع مسلمین اقدام به‌تشكیل حكومت نمود، تا زمینه‌های استقرار قانون شریعت فراهم شود. قرآن كریم با شعار ]وَ ما كُنَّا مُعَذِّبینَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً[[2] قدم جلوگذاشت تا به‌پیروان خود بفهماند كه اصل قانونی بودن جرم و مجازات در جامعه اسلامی مسلم است. یعنی تا چیزی از نظر قانون جرم تلقی نشود ارتكاب آن مجازات ندارد.

یكی از افتخارات اسلام به‌عنوان دین متمدن این است كه قانون و نظم را برای بشریت به‌ارمغان آورده و راه رستگاری را در سایه عمل به‌مقررات شریعت معرفی نموده است. از آغاز اسلام تلاش فراوان در راه قانونمند كردن جامعه اسلامی صورت گرفت و در زمان حكومت امیرالمؤمنین علیه السلام به‌نقطة اوج خود رسید و حضرت تمام توان خود را در این راستا به ‌كار گرفته و یك نمونه عالی را ایجاد نمود. نمونه‌های این روش متعالی در اثر ارزندة نهج‌البلاغه دیده می‌شود و در پاسخ این سؤال كه برخورد امام علی علیه السلام در برابر هنجارشكنی و قانون‌گریزی مسؤلان حكومت چه بوده است؟ این نوشته تهیه گردیده تا ثابت كند كه امام پرهیزگاران در این راستا از هیچ كوششی فروگذار نكرده است و اصل حاكمیت قانون را بدون هیچ نرمشی در جامعه اسلامی رسمیت داده و در پایداری آن اهتمام نموده است.

تعریف قانون

قانون در اصل از كانون اخذ شده، و در ابتدا برای ابزار و وسایلی كه جهت تنظیم سطور و خطوط به‌كار می‌رفته، وضع شده بود. اما بعداً توسعه مفهومی یافته و برای كلیة قواعد و قوانین مورد نیاز و ضرورت جامعه به ‌كار گرفته شد. تا جایی كه در شرایط كنونی مقصود از آن فقط مجموعه دستور‌العمل‌هایی است كه برای ادارة جامعه مورد احتیاج و ضروری می‌باشد. به تعبیر ‌دیگر قانون لغتی سریانی و به ‌معنانی خط‌كش بوده است، قانون عبارت از قاعد‌ه‌ای حقوقی است كه به ‌تصویب مراجع قانون‌گذاری رسیده باشد. عرف هم از همان مراجع است. قانون فقط در معنای اعم خود شامل آیین نامه‌ها و تصویب نامه‌ها می‌شود. در قدیم نشر قانون بر الواح و كتیبه‌ها بود كه در معابر عمومی نصب می‌گردید. مثل كتیبه حمورابی.[3]

در اصطلاح حقوق‌دانان كار برد این واژه در مواضع مختلفی لحاظ شده و جهت تبیین كار ویژه‌های متفاوتی مورد ملاحظه و استعمال قرار گرفته است. مثل به ‌كار بردن قانون برای مجموعه قوانین حاكم در یك سرزمین، یا استفاده از آن در خصوص قانون اساسی، یا برای بیان قوانین آمره كه در این صورت شامل دستور‌العمل اداری و آیین نامه‌ها نخواهد شد. و گاهی ‌مجموع رفتارهای عملیاتی دستگاه قدرت حاكمه و ضوابط حاكم بر آن را حركت قانونی در جهت سامان بخشی ساختار عملی حكومت می‌خوانند. براین اساس حتی حركت‌های غیر مدوّن نیز وجه قانونی داشته و تحت شعاع قانون قابل توجیه است و نیازمند قوانین مدوّن و منصوص نخواهد بود.[4]

بنابراین اگر ما مفهوم قانون را تعمیم دهیم تمام حركت‌های انتظامی و انسجام بخشی فرامین را خیزشی در استدامة قانون‌گرایی تلقی كنیم می‌توانیم ادّعا كنیم كه در كتاب شریف نهج‌البلاغه چنین مواردی به وفور یافت می‌شود. كه حاكی از ایجاد نظم پایدار و مداوم برای امنیت عامه و تسهیل گسترش عدالت در حكومت علوی است. و دلیل آن برخوردهای مكرر امام علیه السلام با كارگزاران خود است كه آن‌‌ها را به ‌خاطر تخطی از وظایف محوله توبیخ كرده و به ‌محض آگاهی نكوهش یا عزل می‌نمود.

حاكمیت قانونی و مقبولیت عامه

به اعتقاد شیعه، امام علی علیه السلام خلیفة بلا فصل پیامبر اسلام 6و منصوب از جانب یزدان پاك می‌باشد. حال چه در سمت اجرایی قرارگیرد یا یك ربع قرن خانه نشین گردد. پس حضرت، حاكم قانونی و منصوب الهی است و در هیچ شرایطی كسی نمی‌تواند وی را از این مقام بركنار سازد. لذا در زمان خلفاء امام علیه السلام حاكم شرع بود و آن‌ها مدیران اجرایی؛ زیرا بعد از ارتحال رسول خدا6 توسط عدّه‌ای قلیل در شورای سقیفة بنی ساعده حضرت از احراز مدیریت اجرایی باز ماند.[5]

وقتی دیگران جای پیامبر6 نشستند بی عدالتی تدریجاً در دستگاه خلافت راه یافت، فاصلة طبقاتی خودنمایی كرد، تودة مردم از دست ولاّت و رؤسای قبایل به ستوه آمدند، بارها نزد مقام خلافت به شكایت و تظلّم پرداختند، اما كسی به فریاد آن‌ها نرسید، تا جایی كه سیل جمعیت، با مشت‌های گره خورده و چهره‌های درهم كشیده، بر سر خلیفه (خود خوانده) هجوم بردند و وقت آن رسیده بود كه به سراغ مظهر عدالت و دادخواهی بروند، و دست بیعت به سوی او دراز نمایند.

در خطبه 92، امام از پذیرش ظاهری مقام حكومت امتناع می‌كند و می‌فرماید: مرا رها كنید و به سراغ دیگرى بروید، زیرا ما به استقبال حوادث و امورى مى‏رویم كه رنگارنگ و فتنه آمیز است، و چهره‏هاى گوناگون دارد و دل‏ها بر این بیعت ثابت و عقل‏ها بر این پیمان استوار نمى‏ماند، چهره افق حقیقت را (در دوران خلافت سه خلیفه) ابرهاى تیره فساد گرفته، و راه مستقیم حق ناشناخته ماند. آگاه باشید، اگر دعوت شما را بپذیرم، بر اساس آنچه كه مى‏دانم با شما رفتار مى‏كنم و به گفتار این و آن و سرزنش سرزنش كنندگان گوش فرا نمى‏دهم. اگر مرا رها كنید چون یكى از شما هستم كه شاید شنواتر، و مطیع‏تر از شما نسبت به رئیس حكومت باشم، در حالى كه من وزیر و مشاورتان باشم بهتر است كه امیر و رهبر شما گردم. «دَعُونِی وَ الْتَمِسُوا غَیْرِی فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لا تَقُومُ لَهُ الْقُلُوبُ وَ لا تَثْبُتُ عَلَیْهِ الْعُقُولُ وَ إِنَّ الآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ وَ الْمَحَجَّةَ قَدْ تَنَكَّرَتْ. وَ اعْلَمُوا أَنِّی إِنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أُصْغِ إِلَى قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ الْعَاتِبِ وَ إِنْ تَرَكْتُمُونِی فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ وَ لَعَلِّی أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّیْتُمُوهُ أَمْرَكُمْ وَ أَنَا لَكُمْ وَزِیراً خَیْرٌ لَكُمْ مِنِّی أَمِیراً»[6]

ولی همچنان كه گذشت، مردم آن روز سخن این فرزانه عالم را نفهمیدند، بر خواسته‌های خویش پافشاری كردند و لباس خلافت ظاهری را نیز به‌قامت آن ابر مرد پوشاندند.

علت تعلل امام

همان طور كه از كلام امام علیه السلام بر می‌آید دلیل نپذیرفتن خلافت از سوی امام علی علیه السلام سه چیز می‌تواند باشد.

اولاً. خلافت از مسیر اصلی خود خارج شده بود و ارجاع آن به جایگاه اصلی، كار آسانی نبود.

ثانیاً. حضرت علی علیه السلام خلیفة منصوب، امام معنوی و مرجع دینی مردم بود و در كنار شخص حاكم می‌توانست برای جامعه خدمت بكند.

ثالثاً. پذیرش حكومت از سوی امام علیه السلامبرای آن‌ها در صورت مخالفت پیامد بسیار سنگین داشت و موجب ارتداد آن‌ها می‌گردید و حضرت نمی‌خواست مردم به این عواقب گرفتار گردند.

اما مردم متوجه سخنان آن مرد پارسا نشدند و عطش اجرای حكومت قانونی، آن‌ها را مهار ناپذیر ساخته بود. امیرالمؤمنین علیه السلام در توصیف این حماسه جاوید می‌فرماید: یورش جماعت مشتاق به حدی بود كه نزدیك بود حسنینم در اثر تهاجم مردم جان دهند و لباس‌های من پاره شد.[7] اگر من ریاست حكومت را پذیرفتم به سه دلیل بود.

اول. مقبولیت عامه كه حتی از اطراف و سایر بلاد اسلامی حضور داشتند و با من بیعت نمودند.

دوم. اتمام حجت برای من؛ اگر تا به حال به امر حكومت قیام نكردم و سكوت سنگین را بر گزیدم حالا دیگر با وجود یاران و حامیان در اجرای عدالت درنگ جایز نیست.

سوم. اجرای عدالت و اعادة مسیر حكومت به جایگاه اصلی خود كه در طول بیست و پنج سال از آن فاصله گرفته بود. و الا خود حكومت به تنهایی به آب بینی بزغاله‌ای هم نزد من نمی‌ارزد.

چنان كه فرمود: «أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلا یُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لا سَغَبِ مَظْلُومٍ لأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاكُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ»[8]

اگر مبنای دموكراسی صرف انتخابات، مقبولیت و رضایت عامه باشد، باید بگوییم كه اگر در دنیا دموكراسی به مفهوم واقعی خود یك بار اتفاق افتاده باشد، همان یك بار فقط در حماسه بیعت مردم با حضرت علی علیه السلام است و بس. دلایل این كه:

یك. اصلاً امام علیه السلام خود كاندیدای حكومت نبود مردم او را كاندید كردند.

دو. امام علیه السلام برای احراز این پست به هیچ ترفندی متوسل نشد، بلكه مردم به شایستگی او را باور داشتند.

سه. امام علیه السلام هیچ علاقة به كسب این مقام نداشت، در عوض مردم این مسؤولیت را به عهدة او گذاشتند.

در حالی كه در دموكراسی‌های دنیا مردم بهانه هستند، و سیاست‌مداران به خاطر این كه به ریاست برسند در فرصت تبلیغاتی خود به حدّ افراط می‌رسند و رقبای خود را متهم به افتراء، اهانت و ترور شخصیت می‌كنند.

محوریت قانون در عمل

در نهج‌البلاغه تصریح شده است كه امام علیه السلام می‌فرماید: آنچه می‌گویم به عهده می‌گیرم، و خود به آن پاى بندم كسى كه عبرت‏ها براى او آشكار شود، و از عذاب آن پند گیرد، تقوا و خویشتن دارى او را از سقوط در شبهات نگه مى‏دارد.[9] «ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَات»[10] در ادامه می‌فرماید: حالا كه قرار شده من حاكم شما باشم منتظر تحول جدی در سیستم حكومت باشید، من این نظام را تغییر می‌دهم و جامعه را زیر و رو می‌كنم.

چرا امام علیه السلام می‌خواهد مردم را زیر و رو كند و نظام آن‌ها را بهم بریزد؟! در جواب باید گفت: ساختار طبقاتی كه پس از رحلت رسول خدا6 به وجود آمد، زندگی را برای جامعه مشكل ساخت، حضرت می‌خواست این ساختار را فرو ریزد و مبنای بی‌عدالتی را تخریب كند و مسیر حكومت را به زمان حاكمیت رسول خدا6 نزدیك نماید، تا امنیت عامه و عدالت همه جانبه محقق شود.

بهترین شاهد مدعی در خواست شیخین (طلحه و زبیر) است كه پیش امام علیه السلام آمدند و از حضرت خواستند كه بر اساس روال سابق حكومت نماید و امتیازات اشراف و سران قبایل را در نظر داشته باشد. به این شرط آن‌ها بیعت خواهند كرد. «فقال انا ابایعك على ان تعمل بكتاب اللّه و سنّة رسوله و سیرة الشیخین ابى بكر و عمر فقال تبایعنى على ان اعمل بكتاب اللّه و سنّة رسوله و اجتهد برأیى فترك یده»

اما امام علیه السلام می‌فرماید: محور عمل من كتاب خدا، روش عملی پیامبر6 و اجتهاد خودم است و آن دو دست امام علیه السلام را رها كردند.[11] بنابراین اساس تأكید امام علیه السلام روی عملی شدن قانون است و بر محوریت قانون كار را شروع كرده و در این راستا از هیچ كسی دستور نگرفت و سفارش احدی را ترتیب اثر نداد. چنان كه خود فرمود: من نشانة روشنی (بر حقانیت خویش) از پروردگارم دارم، و بر طریق آشكار پیامبرم گام بر می‌دارم؛ و من در راهی واضح با هوشیاری و دقّت به پیش می‌روم[12] «وَ إِنِّی لَعَلَى بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ مِنْهَاجٍ مِنْ نَبِیِّی وَ إِنِّی لَعَلَى الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ أَلْقُطُهُ لَقْطاً»[13]

بدین سان قانونگرایی و عمل به محوریت آن با مذاق سود جویان و زیاده طلبان خوش نیامد و عدالتی كه فقط به محوریت عمل به مقتضای قانون عادلانه امكان وقوعی می‌یابد برای آنان سخت گران آمد و نتوانستند حكومت قرآن ناطق را تحمّل كنند.

اصرار بر اجرای قانون

در نهج‌البلاغه می‌خوانیم كه امام علیه السلام فرمود: به خدا سوگند، بیت المال تاراج شده را هر كجا كه بیابم به صاحبان اصلى آن باز مى‏گردانم، گر چه با آن ازدواج كرده، یا كنیزانى خریده باشند، زیرا در عدالت، گشایش براى عموم است، و آن كس كه عدالت بر او گران آید، تحمّل ستم براى او سخت‏تر است.[14] «وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّسَاءُ وَ مُلِكَ بِهِ الإِمَاءُ لَرَدَدْتُهُ فَإِنَّ فِی الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَیْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَیْهِ أَضْیَقُ»[15]

این خطبه اشاره به دورة حاكمیت عثمان است، نزدیك كردن بنی امیّه را به خویش و مقدّم داشتن آنان را بر سایر مسلمانان ، موجب گردید كه بعضی از صحابة پیامبر6 رو در روی او بایستند. تا جایی كه بعضی از این صحابه، در حضور گروهی از مسلمانان، هنگامی كه عثمان خطبة نماز جمعه می‌خواند، سخنان او را دروغ شمردند![16] روزگاری كه حیف و میل بیت‌المال به حدی رسید كه راستگوترین مردم، «ابی‌ذر غفاری» را به فریاد آورد و علناً به مخالفت با حكّام وادار ساخت. او مدام این آیه را می‌خواند:

(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّ كَثِیرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْكُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ)[17] و كسانى كه طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) مى‏سازند، و در راه خدا انفاق نمى‏كنند، به مجازات دردناكى بشارت ده![18]

این آیه، اشخاص معیّنی از ثروتمندان را سرزنش می‌كند و به آنان وعدة عذاب می‌دهد. كسانی كه ثروت را از راه‌های نامشروع جمع آوری كرده‌اند. مانند آن گروه كه غنایمی را كه خداوند برای مسلمین تعیین كرده است گرفته و به عدّة‌ای خاص می‌دهند. همان گونه كه در زمان عثمان انجام می‌گرفت.[19] آنهم ارقام بزرگ و رؤیایی كه مشروح آن در تاریخ آمده است و شرح مفصّل آن در ذیل همین خطبه توسط استاد فرزانه مرحوم علامه محمد تقی جعفری به نگارش در آمده است.[20]

صاحب تفسیر نمونه می‌فرماید: آیه فوق صریحا ثروت‏ اندوزى و گنجینه ‏سازى اموال را تحریم كرده است و به مسلمانان دستور مى‏دهد كه اموال خویش را در راه خدا، و در طریق بهره گیرى بندگان خدا به كار اندازند، و از اندوختن و ذخیره كردن و خارج ساختن آن‌ها از گردش معاملات به شدت بپرهیزند، در غیر این صورت باید منتظر عذاب دردناكى باشند.[21] در عین حال می‌بینیم عثمان گوش به سخن خیر خواهان و مصلحان نداد و به اسراف و تبذیر اموال مسلمین برای خاندان بنی امیّه و قبایل عرب ادامه داد.

نویسندة منهاج البراعه می‌گوید: اگر بخشندگی عثمان در مورد اراضی و اموال برای غرض صحیح و عقلایی بود، به لحاظ خلیفه بودن اشكال نداشت ولی او از روی هوس و تمایلات نفسانی خاصّه روی علایق قومی بیت‌المال را به اقطاب خود داده بود.[22] لذا امام علیه السلام در دومین روز خلافت رسمی خود سیاست حكومتی خویش را اعلام نموده و فرمود: من از حق مردم نمی‌گذرم حتی اگر آن اموال مهریه زنان و قیمت كنیزان قرار گرفته باشد، آن بخشش‌ها را سر جایش بر می‌گردانم.

در ذیل خطبه یكصد و چهار می‌فرماید: به خدا سوگند درون باطل را مى‏شكافم تا حق را از پهلویش بیرون كشم. «وَ ایْمُ اللَّهِ لأَبْقُرَنَّ الْبَاطِلَ حَتَّى أُخْرِجَ الْحَقَّ مِنْ خَاصِرَتِهِ»[23] و در خطبه یكصد و شش با اعتراض شدید امام علیه السلام روبرو هستیم كه به اصحاب خود می‌فرماید: هم اكنون مى‏نگرید كه قوانین و پیمان‏هاى الهى شكسته شده امّا خشم نمى‏گیرید، در حالى كه اگر پیمان پدرانتان نقض مى‏شد ناراحت مى‏شدید، «وَ قَدْ تَرَوْنَ عُهُودَ اللَّهِ مَنْقُوضَةً فَلا تَغْضَبُونَ وَ أَنْتُمْ لِنَقْضِ ذِمَمِ آبَائِكُمْ تَأْنَفُون»[24]

در نامة پنچم برای توبیخ اشعث بن قیس والی آذربایجان می‌نویسد: همانا پست فرماندارى براى تو وسیله آب و نان نبوده، بلكه امانتى در گردن توست، باید از فرمانده و امام خود اطاعت كنى، تو حق ندارى نسبت به رعیّت استبداد ورزى، و بدون دستور به كار مهمّى اقدام نمایى. «وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَیْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِی عُنُقِكَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَكَ لَیْسَ لَكَ أَنْ تَفْتَاتَ فِی رَعِیَّةٍ وَ لا تُخَاطِرَ إِلا بِوَثِیقَةٍ»[25]

و در نامه بیستم برای زیاد بن ابیه جانشین فرماندار بصره می‌نگارد: همانا من، براستى به خدا سوگند مى‏خورم، اگر به من گزارش كنند كه در اموال عمومى خیانت كردى، كم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم كه كم بهره شده، و در هزینه عیال، در مانده و خوار و سرگردان شوى. «وَ إِنِّی أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صَادِقاً لَئِنْ بَلَغَنِی أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَیْ‏ءِ الْمُسْلِمِینَ شَیْئاً صَغِیراً أَوْ كَبِیراً لأَشُدَّنَّ عَلَیْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِیلَ الْوَفْرِ ثَقِیلَ الظَّهْرِ ضَئِیلَ الأَمْرِ»[26]

تجلّی قانونگرایی در عهد نامه مالك اشتر

نامه پنجاه و سوم نهج‌البلاغه كه معروف به عهد نامة مالك اشتر است، مجموعه مدوّن از آیین كشورداری می‌باشد. در این دستورالعمل اصول كلّی مدیریت سیاسی، اداری و اجرایی حاكمیت به‌نگارش در آمده و برای اداره كشور متمدّن و باستانی مصر تحویل مالك اشتر شده است.

جای تأسف است كه مكرهای معاویه و تصمیم شیطانی او این فرصت را از مالك اشتر گرفت و جغد مرگ را به سراغ او فرستاد و امكان وقوعی فرمان تاریخی امام علی علیه السلام را عملاً عقیم ساخت. چون او خوب می‌دانست كه اگر مالك بر مصر حاكم شود بر رونق تمدّن آن سر زمین می‌افزاید و یك مجموعة نیرومند در اطراف شامات شكل می‌گیرد و فرصت مقابله برای همیشه از معاویه سلب می‌گردد.

قطعاً می‌توان ادّعا كرد اگر مالك اشتر موفق بر اجرای این آیین نامه سیاسی، الهی و فكری می‌شد در كنار حكومت كوفه عالی ترین مدنیت اسلامی به ظهور می‌رسید؛ ضرب‌المثل فارسی می‌گوید: یك دست صدا ندارد، بنابراین رهبری ادارة عراق هر قدر هم خردمندانه، با هوش و سنجیده می‌بود با آن همه بحران‌های داخلی و تحمیل جنگ‌های ناخواسته موفق به مهار هجمة چالش‌های دوران خود نمی‌شد، اما در جوار آن ایجاد كشور مقتدر همسو در مصر می‌توانست كمك بزرگی برای تحقق آرمان‌های عدلگرایی حكومت علوی باشد.

سؤالی كه مطرح است این می‌باشد كه چرا امام علیه السلام چنین عهد نامة عالمانه، دقیق و مشروح را فقط برای مالك نوشت ولی برای سایر عمّال خود هیچ دستورالعملی نداد؟! یكی از بزرگان در جواب می‌گوید: چون مصر سابقة تاریخی طولانی، داشت و از دیرزمان مركز علم و فلسفه بود، و فلسفه یونان آن‌جا تدریس می‌شد، روی این اصل دستوراتی كه حضرت برای آن‌جا می‌دهد خیلی پرمایه و متناسب با رشد جامعه است.[27]

مطلب قابل توجّه این كه هر چند مخاطب این عهد نامه مالك اشتر است، ولی مخاطب بودن او خصوصیت ندارد، همچنین فقط شخص اول مملكت مورد نظر نیست، این پندهای حكیمانه شامل تمام مدیران، آمران و كسانی است كه به نوعی با امور مردم سروكار دارند و شاغل در سمت مسؤلیت اجتماعی‌اند می‌باشد.

البته مطالعة مفصل از عهدة این مقاله بیرون است، بنابراین به عصارة فرمایشات علی علیه السلام اكتفاء می‌نماییم و مطالعة مشروح را ارجاع می‌دهیم به اصل.

سرخط وظایف قانونی حاكم (اركان حكومت)

جمع آوری مالیات.

مبارزه با دشمنان مردم.

تلاش در راه ساختن مردم و بهبود اخلاق و رفتار عامه.

سازندگی و اعمار شهرها و بلاد اسلامی.

براساس روش مدیریتی امام علی علیه السلام حاكمی موفق و سر بلند پیش خدا و خلق خواهد بود كه در انجام این چهار مسؤلیت قانونی كمترین كوتاهی نداشته باشد، و در راه به فرجام رساندن آن اهتمام پیگیر و تمام وقت نماید.

روش رفتار با مردم

از نظر مولی علی علیه السلام مردم معصوم نیستند، گاهی گمراه می‌شوند، روی علل نامعلومی نافرمانی می‌كنند، عمداً یا خطاً با حكومت مخالفت می‌نمایند. اما حاكم نباید رفتار مردم را بهانه قرار دهد و قدرت خود را برای درهم كوبی و نابودی آن‌ها به كارگیرد، یعنی وظیفة حاكم مدارا با مردم، نصیحت جامعه، اصلاح آن‌ها، و رسیدگی به امور و حلّ مشكلات و معضّلات آن‌ها می‌باشد.

یقیناً اگر حكومت با این طرز تفكر با مردم رفتار كند، پاداش خوبی از جامعه دریافت خواهد كرد و همیشه نام نیكی از آن در تاریخ باقی خواهد ماند. این یك قاعدة كلّی است كه بر خورد خشن با مردم عكس‌العمل متقابل به همراه می‌آورد و به تعبیر فلاسفه، دفع ضّد با ضدّ را در پی دارد. هركس با خلایق درآمیزد و كمر به ‌جنگ جامعه ببندد چند صباحی دوام پیدا نخواهد كرد. چراغ عمر او به خاموشی رفته، آن وقت بدنام‌تر از گذشته سر زبان‌های مردم می‌چرخد.

اهم وظایف قانونی دولت (قوة مجریه)

در حوزه مدیریتی و اداری، هیئت حاكمه و اعضای دولت باید روشی را در پیش گیرد كه شامل موارد زیر می‌گردد.

الف. روشی در پیش گیرد كه به حق نزدیك‌تر باشد.

ب. به اموری بپردازد كه شامل عدالت شده و در تأمین آن مؤثر باشد.

ج. اموری را در دستور كار خود قرار دهد كه رضایت مردم را جلب نماید.

د. اجتناب جدّی از ترجیح روابط و نزدیكان بر ضوابط قانونی، چون نتایج منفی زیر را به دنبال دارد.

1- د. تحمیل مخارج بی‌مورد و سنگین بر دولت.

2- د. كمترین سود عاید دولت خواهد شد.

3- د. موجب دوری از انصاف حاكم نسبت به سایر مردم می‌گردد.

5- د. درخواست بیشتر اطرافیان را موجب می‌گردد.

6- د. كمترین سپاسگزاری را آن‌ها از حكومت خواهند كرد.

7- د. اگر به آن‌ها نرسی بیشترین نق را می‌زنند و دیرتر از همه عذر پذیر‌انند.

8- د. صبرشان در برابر حاكم كمتر از هر كس دیگر خواهد بود.

تودة مردم از نظر امام علی علیه السلام

1. بهترین پایه برای دین‌اند.

2. بهترین اساس جامعه اسلامی‌اند.

3. آماده‌ترین مردم برای دفاع در برابر حملات دشمن‌اند.

پس ضروری‌ترین امور برای یك حاكم این است كه هیچ وقت از جلب رضایت آن‌ها غافل نشود. از میان رعیت كسی را از خود نراند. مردم حتماً دارای عیوبی هستند، حاكم باید آن عیوب را بپوشاند و در صدد علاج و اصلاح آن برآید. فقط در صورتی كه خیلی آشكار باشد با آن عیوب مبارزه شود.

حاكم باید كاری كند كه مردم نسبت به آن كینه نكنند و گره هر كینه‌ای را از مردم رها و باز كند.[28] حاكم

باید اعتمادسازی كند و علاقه مردم را به خود زیاد نماید. برگزارش افراد، خیلی سریع ترتیب اثر ندهد، ممكن است گزارشگر دروغ بگوید. چون سخن چین خیانت كار است هر چند خود را موّجه جلوه می‌دهد. حاكم باید از مشاوره با افراد بخیل، ترسو، و حریص اجتناب كند چون بخل، ترس و حرص غرایز پایان ناپذیری است كه از گمان بد نسبت به خدا سر منشأ می‌گیرد.

وجایب دیگر دولت

دولت و شخص ریاست آن ضروری است كه با علما مراودة زیاد داشته باشد، از مجالست فراوان با حكما غفلت ننماید، برای تثبیت قدرت، مصلحت امور بلاد را در نظر بگیرد و روشی را پیشة خود سازد كه باعث پایداری و وفاداری مردم در دولت‌های قبل بوده است. به خاطر این كه لزوم همیاری مردم با همدیگر اجتناب ناپذیر می‌باشد؛ چون زندگی بعض مردم با بعض دیگر اصلاح می‌شود، مردم از همدیگر در هیچ شرایطی بی نیاز نیستند. دولت از توجّه خاص به طبقات مردم نباید غفلت كند و در شناسایی آن‌ها همّت گمارد، چون مشاغلی كه در جامعه وجود دارد. مثل عضویت در نیروهای مسلح، نویسندگی، قضاوت، كارمندانی كه كار شان سبب رفق به مردم می‌شود، بعض مردم مالیات بده و خراج پردازاند، قسمت دیگر شان تاجر و اهل صنعت می‌باشند، و تعدادی هم قشر آسیب پذیر و فقیر اجتماع می‌باشند. خداوند برای هریك از این طبقات در کتاب خود و سنت نبی خود سهمی را معین كرده است. یا واجبی را برای آن‌ها مشخص ساخته است كه دولت باید متعهد آن باشد.

از دید مولی علی علیه السلام این طبقات پیوند ناگسستنی و ارتباط زنجیره‌ای با هم دارند، و یكی متكی بر دیگری می‌باشد مثلاً نظامیان سپر محكم رعیت، زینت حاكمان، عزّت دین، تأمین كنندة امنیت راه‌ها، و امنیت عمومی مردم‌اند. طبیعی است مخارج و معاش آن‌ها به عهدة جامعه است، یعنی قوام ارتش از سرمایة ملت خواهد بود، و خداوند از مال ملت برای ارتشیان مقرّری تعیین كرده است.

عالی ترین نوع قانونگرایی

یك وقت بحث از قانونگرایی است، یك وقت بحث از اجرای قانون می‌باشد، بین گفتار و عمل فاصله زیاد است. در نهج‌البلاغه نه تنها به گفتار قانون بلكه عملاً به‌عالی ترین نوع قانون گرایی بر می‌خوریم. انسان عاجز است از درك شخصی كه در خصوص اجرای قانون عادلانه و حفظ حدود الهی آنقدر متعهد است كه حتی مهر و عاطفه پدری نیز كمترین خلل در تصمیم او ایجاد نمی‌كند.

شخصی كه اجرای قانون را نه تنها در حق فرماندهان و ولات و حتی برادر خویش كه نسبت به فرزندان خود و حتی شخص خویش هم دریغ نمی‌كند، تازیانه را بر داشته می‌خواهد یكی از دو جوانان اهل بهشت (امام حسین علیه السلام) را مجازات كند. اگر نبود پیش دستی امام حسین علیه السلام كه پدر را به خون مقدس جعفر سوگند داد و اگر ندیده بود كه پیامبر6 لبان امام حسین علیه السلام را می‌بوسید و او را روی شانه‌های خود حمل می‌كرد، بی درنگ وی را به مكافات عمل می‌رسانید.

در حالی كه مهمان خانه امام حسین علیه السلام آمده و او فقط به میزان سهم خود می‌خواهد از بیت‌المال قرضی بر دارد و به پدر عرض می‌كند كه ماهم در آن سهم داریم. اما از دید فرزند ابی طالب علیه السلام این دلیل نمی‌شود كه قبل از تقسیم مال مسلمین كسی به اموال عمومی دست برد بزند.

آیا علی علیه السلام مفهوم قاعدة الضرورات مبیح المحظورات[29] را نمی‌دانست؟ آیا علی علیه السلام مفهوم زیاده روی و افراط در اجرای عمل را درك نمی‌كرد؟ بلی این قواعد مفر برای مردم عادی است، علی علیه السلام همة آن‌ها را می‌دانست، اما در حق شخصی كه معصوم است و باید عمل او الگوی جهانی قرار گیرد و آیندگان روش او را سر مشق زندگی خود قرار دهند لازم است كه راه تمام ترفندهای سوء استفاده را ببندد و برای فردی كه متصدی اجرای قوانین الهی است باید یك اصل سر لوحة كار او باشد و آن خدا محوری است و بس. لذا می‌بینیم خود، پول از جیب مبارك در می‌آورد و از بهترین عسل‌های شهر تهیه كرده و خسارت وارده را جبران می‌كند و به فرزند خود می‌گوید: توهم در آن حقی داری ولی پیش از آن كه دیگران از آن استفاده كنند تو نباید از آن استفاده نمایی.[30]

استواری او را در برابر كسی كه از راه دین وارد شده و می‌خواهد به علی علیه السلام رشوه بدهد، ملاحظه كنید كه می‌گوید: آیا از راه دین وارد شدى كه مرا بفریبى یا عقلت آشفته شده یا جن زده شده‌ای یا هذیان مى‏گویى به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان‏هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى كنم و پوست جوى را از مورچه‏اى ناروا بگیرم، چنین نخواهم كرد.[31]

استعانت علی علیه السلام از درگاه ایزد بی‌نیاز

حسن ختام این گفتار را اختصاص می‌دهیم به استعانت علی علیه السلام از درگاه ایزد بی‌نیاز جهت توفیق یافتن در اجرای مسؤلیت‌های قانونی: خدایا آبرویم را با بى نیازى نگهدار، و با تنگدستى شخصیّت مرا لكّه‌دار مفرما، ‌‌‌‌‌‌‌(روزی را میار، كه از روزى خواران تو روزى خواهم، و از بدكاران عفو و بخشش طلبم، مرا در ستودن آن كس كه به من عطایى فرمود موفّق فرما، و در نكوهش آن كس كه از من دریغ داشت آزمایش فرما، در صورتى كه در پشت پرده، اختیار هر بخشش و دریغى در دست تو است و تو بر همه چیز توانایى.[32]

.[1] دانش‌پژوه كارشناسی ارشد حقوق جزائی.

.[2] الاسراء 15. (الاسراء 15) و ما هرگز (قومی را) مجازات نخواهیم كرد، مگر آنكه پیامبرى مبعوث كرده باشیم. (تا وظایفشان را بیان كند.)

.[3] محمد جعفر لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج 4، ص2847، چاپ دوم 1381، نشر گنج دانش.

.[4] دفتر همكاری حوزه و دانشگاه، در آمدی بر حقوق اسلامی، ص 291، چاپ اول 1368، انتشارات سمت.

.[5] سید اصغر ناظم زاده قمی، تجلّی امامت تحلیلی از حكومت امیرالمؤمنین علیعلیه‌السلام، ص 677، چاپ اول 1372، دفتر نشر الهادی قم.

[6]. صبحی صالح، پیشین، خطبه 92، ص 136.

.[7] نهج‌البلاغه صبحی‌صالح، پیشین، خ 3، (شقشقیه) ص 49.

.[8] همان، (آخر خطبه شقشقیه) ص 50.

.[9] محمد دشتی، پیشین، خ 16،ص 59.

[10] . صبحی صالح، خطبه 16، ص 57.

.[11] ابراهیم بن حسین خوئى، الدرةالنجفیة، بى تا و بى جا، ص 65. و میثم بن على بن میثم بحرانى، اختیارمصباح‏السالكین، ص 94، ناشر بنیاد پژوهشهاى ‏اسلامى‏آستان ‏قدس‏ رضوى، چاپ اول 1366 مشهد.

[12] . ناصر مكارم شیرازى، پیام‏ امام ‏شرح ‏تازه‏ و جامعى‏ بر نهج‏البلاغه، ص 308، ‏ج ‏4، ناشر دارالكتب‏الاسلامیة، چاپ اول 1375، تهران.

[13] . نهج‏البلاغة صبحى‏صالح،خطبه 97، ص . 142

[14] . محمد دشتی پیشین، ص 59.

[15] . صبحى‏صالح، نهج‏البلاغة، ص 57، خطبه 15.

[16] . شیخ محمد جواد آل فقه، مترجم، هوشنگ اجاقی، ابوذر غفاری وجدان بیدار آدمیت، ص 164، چاپ اول، نشر آفاق، بیتا و بیجا.

[17] . توبه 34.

[18] . ترجمه مكارم شیرازی.

.[19] ابوذر غفاری وجدان بیدار آدمیت، پیشین، ص 175.

.[20] محمد تقى جعفرى، ترجمه ‏و تفسیر نهج‏البلاغه، ‏ج 3، ص 249، دفتر نشر فرهنگ ‏اسلامى، چاپ ششم 1375، تهران.

.[21] ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏7، ص 394.

.[22] میرزا حبیب اللّه هاشمی خویی، منهاج البراعه فی شرح نهج‌البلاغه، ص 192، ج 3، چاپ چهارم 1358، تهران، مكتبه الاسلامیه.

.[23] صبحی صالح، پیشین، ص 150 و محمد دشتی، ص 194.

.[24] صبحی صالح، پیشین، ص 155 و محمد دشتی، ص 200.

.[25] صبحی صالح، پیشین، ص367 و محمد دشتی، ص487.

.[26] صبحی صالح، پیشین، ص377 و محمد دشتی، ص501.

.[27] حسین علی منتظری، درسهای از نهج‌البلاغه، ج 2، ص 24، چاپ دوم، 1397، مركز جهانی علوم اسلامی قم. و حاج شیخ محمد فاضل لنكرانی، آیین كشور داری از دیدگاه امام علیu ص 34، تقریر و تنظیم حسین كریمی، چاپ هشتم 1379، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

[28]. «اطلق عن الناس عقده کل حقد».

[29]. علی مشكینی، اصطلاحات الأصول، ص 267، چاپ چهارم 1367،نشر الهادی قم.

[30]. حسین علی منتظری، مبانی فقهی حكومت اسلامی، مترجم محمود صلواتی، ص 168، ج 5، چاپ اول 1374، نشر تفكر.

[31]. محمد دشتی، پیشین، ص 461. خ 224.

[32]. همان، خطبه 225، ص 461.


فقه پژوهان :: زمستان 1386، شماره 2

نظرات() 



Online cialis
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 08:40 ق.ظ

Position certainly regarded!!
cheap cialis prezzo di cialis in bulgaria cost of cialis per pill 5 mg cialis pharmacie en ligne how much does a cialis cost buy online cialis 5mg cialis soft tabs for sale we recommend cialis best buy try it no rx cialis cialis baratos compran uk
Cialis canada
جمعه 7 اردیبهشت 1397 10:55 ب.ظ

Thanks a lot! I like it.
tadalafil tablets cialis 200 dollar savings card cialis price in bangalore viagra or cialis generic cialis soft gels cialis professional from usa cialis for bph only best offers cialis use buy cialis online legal enter site natural cialis
Viagra purchasing
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 03:51 ب.ظ

You said that terrifically!
online viagra order buy sildenafil tablets vigra viagra for cheap prices buy viagra legally buy viagra soft online online generic viagra pharmacy buy viagra online india buy pfizer viagra online online viagra no prescription
Buy cialis online
شنبه 18 فروردین 1397 07:00 ق.ظ

You've made your stand quite effectively.!
we like it safe cheap cialis tadalafil tablets we use it cialis online store rezeptfrei cialis apotheke cialis uk next day cialis et insomni cialis tadalafil online canadian cialis import cialis brand cialis generic
Generic cialis
شنبه 4 فروردین 1397 06:05 ق.ظ

Cheers. Helpful information!
cilas click now buy cialis brand we like it cialis price estudios de cialis genricos generic cialis pro cialis pills in singapore click here cialis daily uk cialis 5 mg scheda tecnica acheter cialis kamagra chinese cialis 50 mg
Cialis generic
دوشنبه 28 اسفند 1396 11:37 ق.ظ

You revealed that exceptionally well!
order generic cialis online cialis preise schweiz preis cialis 20mg schweiz cialis 5 effetti collaterali cialis mit grapefruitsaft click here cialis daily uk cialis australia org miglior cialis generico cialis professional from usa cialis daily
Can you stretch to get taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:34 ب.ظ
It's amazing to pay a visit this website and reading the views of all mates on the topic of this paragraph,
while I am also zealous of getting familiarity.
What makes you grow taller during puberty?
جمعه 13 مرداد 1396 10:06 ب.ظ
I just could not leave your web site before suggesting that
I really loved the usual information an individual
supply on your guests? Is gonna be again steadily in order to inspect
new posts
foot pain due to diabetes
سه شنبه 20 تیر 1396 11:21 ب.ظ
Hey there, You've done a fantastic job. I will certainly
digg it and personally suggest to my friends.
I am confident they will be benefited from this site.
BHW
جمعه 8 اردیبهشت 1396 12:44 ب.ظ
My coder is trying to persuade me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on several websites for about a year
and am concerned about switching to another platform. I have heard very good things about blogengine.net.

Is there a way I can transfer all my wordpress content into it?
Any kind of help would be greatly appreciated!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:00 ق.ظ
Hello mates, how is all, and what you would like to say concerning this piece
of writing, in my view its actually amazing in favor of me.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 05:34 ق.ظ
I will right away snatch your rss feed as I can't to find your e-mail
subscription link or e-newsletter service. Do you have any?
Please allow me understand in order that I may just subscribe.
Thanks.
فاطمه نیازکار
شنبه 18 آبان 1392 12:03 ب.ظ
صوفیا
یکشنبه 25 مهر 1389 01:30 ب.ظ
ممنون از وبت.استفاده کردم و کپی گرفتم البته با ذکر نام وبلاگت
پاسخ سید محمد حسن محمدی : با سلام شما لطف دارین
rozita
چهارشنبه 11 آذر 1388 10:49 ب.ظ
با سلام
خداوند درقران میفرماید(و بشر عبادی الذین یستمعون القول...)یعنی بشارت بده به بندگان من که میشنود سخنان را و تبعیت میکنند ازبهترین آنها پس ای عزیزان اهل سنت این فایل را دانلودکرده و بخوانید تا ببینید آیا حق با شیعه هست یانه، در این کتاب با تکیه بر قران ،عقل و کتب مورد تائید اهل سنت مثل صحیح بخاری ومسلم و ... حقانیت شیعه را با تفسیرقران و احادیث و مناظرات مختلف اثبات شده .اگر شما هم جوابی برای این مطالب با تکیه بر عقل،قران و کتب معتبر شیعه دارید میتونیدبفرمائید البته نه از کتب اهل سنت. دوستان در جاهای مختلف آپلود کنیدو لینک بدید. این هم لینکهای دانلود
http://persiandrive.com/50373
http://www.eteghadat.com/Files/E-book/sonni2.exe

http://rapidshare.com/files/215231224/sonniha2.exe.html
بخشی از مطالب کتاب سنی ها نخوانند چون؟؟!!به این شرح میباشد
توحید عجیب اهل سنت و مخالف بودن آن با قران
اثبات تحریف کتب حدیث اهل سنت برای جلوگیری از اثبات حقانیت شیعه به همراه تصویر
مناظرات مختلف در اثبات حقانیت شیعه!!!
بررسی ایات قران و اینکه ایا خدا از همه صحابه برای همیشه راضی شده یا خیر
آیا ابابکر و ام کلثوم سلام الله علیها ازدواج کردند؟؟
پاسخ به شبهات مختلفی درباره غدیر
آیات قران در اثبات خلافت بلافصل علی علیه السلام در کتب اهل سنت
ماجرای حمله عمر به دستور ابابکر به خانه فاطمه سلام الله علیها و کتک زدن و به شهادت رساندن ان بانو و...
روی ادرس هم کیلیک کنید تا مطلبی در مورد فضایل امیرالمؤمنین از منظر اهل سنت وبرتری ایشان بر4تن از انبیاء اولوالعزم را بخونید
ض
قلم
شنبه 9 آبان 1388 06:17 ق.ظ
سخنی با بچه مذهبی ها و بسیجی ها
به وبلاگ من سر بزنین چند کلامی با بچه مذهبی ها دارم
www.galam2.mihanblog.com
اگر دوست دارین ما رو در این کار یاری کنین من رو لینک کن با اسم قلم
عاشورا
جمعه 6 شهریور 1388 06:26 ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام، واقعه ی کربلا گذشت ... دیروز در کربلا یزیدیان سر حسین (ع) را به نیزه کردند و امروز نیز همان یزید منشان تیشه بر اسلام ناب میزند و افسوس که بر این ستمگران خیال نابودی اسلام ناب هنوز پابرجاست ... و امروز عاشورا افتتاح شد . www.ashoora.ir
عاشورا فقط از عاشورا نمی گوید ! عاشورا از تفکر ناب عاشورا و عاشوراییان می گوید و می نگارد... از عشق ، ایثار ، سکوت ؛ از نگاه های بی انتها ... و از شهادت ...
مفتخریم که در این راه در تمامی حوزه های مرتبط دینی و فرهنگی نیازهای شما را تامین کنیم . خواهشمندیم با عضویت در عاشورا و با بیان نظرات ارزشمندتان ما را در پیشبرد و گسترش فرهنگ عاشورا یاری نمایید .
سیستم بی نظیر کاربری اعضا ، بانک جامع مقالات ، بانک کم نظیر و جامع صوتی و مجموعه تصاویر متنوع ، تنها بخشی از خدمات ماست. و در انتها ، خواهشمندیم ما را به لیست دوستانتان اضافه کنید. کربلا ادامه خواهد داشت ...
به امید حضورتان پایگاه جامع عاشورا
www.ashoora.ir
یكی مثل خودت
شنبه 19 اردیبهشت 1388 09:04 ب.ظ
باسلام متن خیلی جامعی بود ومن قصد دارم (با اجازه تون )ازاون دركنفرانس كلاسیم استفاده كنم ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر