تبلیغات
سرای مقالات نهج البلاغه - دولت بنی امیه در نهج البلاغه
یکشنبه 20 بهمن 1387

دولت بنی امیه در نهج البلاغه

• نوشته شده توسط: سید محمد حسن محمدی

نویسنده :سید محمد حسن محمدی شهرستانی

  

ویژگی های حكومت بنی‌امیه چیست ؟

فصل چهارم : ویژگی های حكومت بنی‌امیه

هر چند که دأب و رفتار حاکمان بنی‌امیه یکسان نبوده است . ولکن می توان به مواردی اشاره کرد:

 اغلب دولت مردان بنی‌امیه به آنها عادت یافته بودند که این رفتار از هر کدام از آنها به آسانی شکل می گرفت و برای آنان به عنوان اخلاق (سوءخلق)به شمار می آید

الف : حیف و میل بی حد وحصر بیت المال

 به  عنوان  نمونه مانند ثروت اندوزی و چپاول بیت المال و تقسیم کردن آن به دلخواه خود.

.ابن ابی الحدید و دیگران نمونه هایی را از دستبرد زدن بنی‌امیه از بیت المال نام برده اند و می گویند: « در زمان حکومت عثمان آفریقا فتح گردید ؛ او تمام خمس غنیمت را به مروان بخشید . چهار صد هزار درهم به عبدالله بن خالد که از بنی‌امیه بود صله ارحام تقدیم کرد، صد هزار درهم به حکم بن ابی العاص که رسول خدا او را دشمن می داشت ، بخشید .در آن روزی که به دامادش مروان صدهزار درهم داد ،به معاویه بن ابی سفیان بن حرب دویست هزار درهم داد. »[29]

ابن ابی الحدید می گوید : « زید بن ارقم که کلید دار بیت المال بود این کار را ناروا دید کلیدهای بیت المال را نزد عثمان گذاشت ، از ناراحتی گریه کرد. عثمان گفت برای صله رحمی که انجام دادم گریه می کنی ؟! زید گفت :نه برای این گریه می کنم که تو آنچه در زمان رسول خدا به نام انفاق داده بودی پس می گیری ! به خدا سوگند ، صد درهم برای مروان زیاد است» .[30]

این یک نمونه بود که به آن اشاره شد که این دور و تسلسل تا پایان حکومت بنی‌امیه ادامه داشت که حضرت امیر المؤمنین ازآنچه در زمانش تحقق پیدا نکرده بود خبر داده و از آنچه تحقق یافته بود بازگو کرده است در مورد فوق امیرالمؤمنین می فرماید: « إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ ِ نَافِجاً حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِیع‏ [31]

ترجمه: تااینکه سوم آنها به خلافت رسید که دو پهلویش از پر خوری (یا از خود خواهی) باد کرده بود. سرگردان میان خالی کردن و خوردن بود  و بستگانش همسو با او مانند شتر گرسنه در فصل بهار که به علف تر و تازه هجوم می آورد ، به بیت المال هجوم آوردند. »

خویی در شرح این خطبه به کلمه خضم اشاره کرد می گوید : « یخضمون کنایه از شدّت مصرف و بی مبالاتی آنها در بیت المال است. »[32]

ب: مخالفت علنی با دستورات خدا وپیامبر او 6

دیگر از دأب سران بنی‌امیه مخالفت  با دستور خدا و پیامبر6 او بوده است که این مخالفت علنی هم بود حتی در امور عبادی؛.ابن اثیر در البدایه و نهایه نقل کرده است از نافع بن عبدالله: « من با پیامبر خدا6 در منی نماز چهار رکعتی را دو رکعت خواندیم و همچنین با خلیفه اول و دوم و در اوایل خلافت عثمان ولی پس از مدتی به دستور عثمان نماز را تمام خواندم.و همین روایت را از عبدالله بن مسعود هم نقل  کرده که عبدالله بن مسعود ازبس این مخالفت برایش سخت تمام شد کلمه استرجاع را به زبان آورد گفت: ما با پیامبر خدا6 در منی ، نماز چهار رکعتی را دو رکعتی خواندیم و نیز با ابوبکر و عمر. »[33]

در صحیح بخاری از ابوسعید خدری نقل شده است : « رسول خدا 6روز عید فطر و اضحی هنگامی که برای نماز عید می رفت اولین کاری که آغاز می کرد نماز بود پس از نماز در مقابل مردم ایستاده و مردم در صفهای شان نشسته بودند پیامبر خدا6 آنان را موعظه و نصیحت و سفارش می کرد و..... »

این روش همچنین ادامه داشت تا اینکه مروان امیر مدینه شد ... مروان خواست پیش از نماز خطبه بخواند من گفتم سوگند به خدا حکم خدا را تغییر دادید. گفت آنچه شما می دانستید از میان رفت، آنچه من می دانم بهتر است .او چندین روایت دراین مورد نقل کرده است.[34]

مخالفت سران بنی‌امیه با دستورات خدا و پیامبر6 درحدّی نیست که به آسانی بررسی شود. آنان جرئت زیادی برای مخالفت دستورات خدا و پیامبر داشتند.

ابن ابی الحدید می گوید: « رسول خدا 6حکم بن  ابی العاص را ازمدینه تبعید کرده بود پس از رحلت رسول خدا6 ، عثمان نزد هریک از ابوبکر و عمر وساطت کرد تا حکم به مدینه برگردد،آن دو جرئت نکردند وقتی حکومت به عثمان رسید نه تنها حکم رابه مدینه آورد بلکه برای او جایزه هم تقدیم کرد. »[35]

ج:پیمان شكنی

دیگراز دأب بنی‌امیه پیمان شکنی سران حکومت آنان بود که نمونه های از  آن نقل می شود: «پس از شهادت امیرالمؤمنین بنی‌امیه شرایطی را به وجود آورند که امام حسن مجتبی پیشنهاد صلح معاویه را مشروط پذیرفت معاویه کاغذ سفیدی را که در پایان آن مهرو امضاء کرده بود به امام حسن مجتبی فرستاد که شرط ها را به دلخواه خود انتخاب کن ، از طرف ما پذیرفته است.[36]

امام حسن صلح مشروط را پذیرفت . معاویه پس از پذیرش صلح از جانب امام حسن

 در جمع مردم اعلام کرد که من برای آتش بس شرط‌هایی نموده ام ولی بدانید که من تمام این پیمان را زیر پا می گذارم. »[37]

سران حکومت بنی‌امیه نه تنها پیمان شکنی با دیگران دأب آنان گردیده بود بلکه به پیمانی که میان خودشان منعقد می گردید نقض می کردند:

عبدالله بن مروان هنگامی بر اوضاع مسلط گردید،عمرو بن سعید اموی که از فرماندهان با قدرت بود با عبدالملک بیعت نکرد باهم صلح کردند.

عبدالملک او را به شام دعوت کرد او با چهار هزار مرد جنگی قوی وارد شام گردید. عبدالملک او را میان قصر دعوت کرد . نفرات عمرو اطراف قصر را محاصره کردند وقتی عمرو بن سعید وارد قصر شد عبدالملک به او اطمینان داد، گفت : من سوگند یاد کرده بودم  که هر وقت به تو دست پیدا کنم تو را به زنجیر ببندم می خواهم به سوگندم عمل کرده باشیم بتو کاری ندارم او اعتماد کرد و اجازه داد که او را به زنجیر ببندند . عبدالملک وقتی او را بست دستور به قتل او داد.[38]

حضرت امیرالمومنین در این مورد فرمود: « ُ وَ اللَّهِ لَا یَزَالُونَ حَتَّى لَا یَدَعُوا لِلَّهِ مُحَرَّماً إِلَّا اسْتَحَلُّوهُ، وَ لَا عَقْداً إِلَّا حَلُّوه‏ سوگند به خدا آنها رفتارشان را اینگونه ادامه می دهند و نمی گذارند مگر اینکه حرام خدا را حلال کنند و پیمانی نمی گذارند مگر اینکه آن را نقض می کنند. »[39]

دلائل فرو پاشی  حکومت بنی‌امیه چیست ؟

فصل پنجم : دلایل فرو پاشی  حکومت بنی‌امیه

شیوه حکومت بنی‌امیه مبتنی بر کتمان حقایق با حیله و جو سازی ، برگرداندن مردم به رسم جاهلیت ، گسترش فسق و ستم پیشگی وغیره ...بود  نمونه هایی برای کتمان حقایق از نظر تاریخی ، برای از میان بردن مردان حق:

1- درجنگ صفین که از جنگهای خونین و زیان آور در زمان امیر المؤمنین رخ داد که در حقیقت این جنگ بر علی تحمیل گردید در این جنگ یکی از معیارهای حق وجود عمار یاسر بود هم سپاه علی و هم سپاه معاویه بسیارشان بر این حقیقت آگاه بودند که پیامبر6 به عمار فرموده بود : «تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْبَاغِیَةُ  تو را قوم ستمکار به قتل می رساند ». عمار یاسر در این جنگ کشته شد، آن روزی که عمار به شهادت رسید ، عمر بن حازم نزد عمرو عاص رفت گریان بود عمروعاص پرسید تو را چه شده است گفت : لشکر ما عمار یاسر را کشتند . من از رسول خدا 6شنیدم که فرمود : عمار را فرقه ستمکار می کشد . عمروعاص نزد معاویه رفت این جریان را بازگو کرد ، معاویه گفت: او نباید می آمد ، آن کسی که او را آورده او را کشت.[40]

ابن قیتبه می‌گوید: «سپس معاویه رو به لشکر شام کرد گفت: ما از این جهت باغی گفته می شویم که خواهان خون عثمان هستیم بدین گونه مردم را به اشتباه انداخت.[41]

محمد بن ابی بکر از طرف علی والی مصر مقرر گردید از امیر المؤمنین در خواست کرد که دستور العمل و شرح وظائف برای او بنویسد حضرت نامه مفصل برای حل وفصل امور برای او نوشت . پس از اینکه محمد به شهادت رسید ، نامه به دست عمروعاص رسید او نامه را نزد معاویه فرستاد معاویه از دیدن آن نامه خوشحال شد پیوسته درآن نامه دقت و اظهار تعجب می کرد . ولید بن عقبه از او پرسید این نامه از کیست ؟ گفت: از علی است . گفت معطلی آن را بسوزان معاویه گفت: ساکت شو اظهار نظر نکن . گفت آیا این درست است مردم بفهمند نامه علی در نزد توست از روی آن قضاوت می کنی ؟ گفت : وای بر تو می گویی چنین معارفی را بسوزانم که تا کنون هیچ علمی را چنین جامع تر و مستحکم تر و واضح تر ندیدم گفت : اگر چنین است چرا با او می جنگی ؟ گفت : برای اینکه او عثمان را کشت الا اگر فتوا می داد از او قبول می کردم سپس قدری سکوت کرد گفت : نمی گویم این نامه از علی است می گویم این نامه از ابوبکر است آن را نزد پسرش امانت گذاشته ما از روی آن قضاوت نموده فتوا می دهیم آن نامه را همچنان در خزانه بنی‌امیه بود تا اینکه عمربن عبدالعزیز به خلافت رسید از آن پرده بر داشت ».[42]

سران بنی‌امیه با چنین حیله و نیرنگ نمی گذاشتند حق آشکار شود هر جا مردان حق را می کشتند تا حق را خاموش کنند .

امیر المؤمنین می‌فرماید: « ً أَلَا وَ إِنَّ أَخْوَفَ الْفِتَنِ عِنْدِی عَلَیْكُمْ فِتْنَةُ بَنِی أُمَیَّةَ فَإِنَّهَا فِتْنَةٌ عَمْیَاءُ مُظْلِمَةٌ عَمَّتْ خُطَّتُهَا وَ خَصَّتْ بَلِیَّتُهَا. آگاه باشید ترسناکترین فتنه از دیدگاه من فتنه کور و فراگیر بنی‌امیه که همه جا دامنگیر نیکان شده است»[43].

از نظر تاریخی بنی‌امیه مردم را به جاهلیت بر گردانده بود که جز خواص که از ترس بیان حق برای شان دشوار بود و بقیه مردم در جهل مطلق به سر می بردند که در این مورد امیرالمؤمنین فرمود:

 ِ« تَرِدُ عَلَیْكُمْ فِتْنَتُهُمْ شَوْهَاءَ مَخْشِیَّةً وَ قِطَعاً جَاهِلِیَّةً لَیْسَ فِیهَا مَنَارُ هُدًى وَ لَا عَلَمٌ یُرَى :بنی‌امیه فتنه جاهلیت را با چهره زشت و ترسناکش برشما برمی گردانند که در آن چراغ رهنما و پرچم رهایی از سرگردانی دیده نمی شود . »[44]

اما گسترش فسق و فساد دستگاه بنی‌امیه به جایی رسیده بود که شخص خلیفه عبدالملک بن مروان در خطبه اش اعلام کرد : «اگر کسی به من امر به معروف کند و مرا به  تقوی دستور دهد گردنش را می زنم. »[45]

عبدالملک که خود فردی خون خوار بود ،عمال او نیز مانند حجاج و مهلب از طرف  عبدالملک حاکم خراسان و مدینه بودند .[46]

حاکم عبدالملک اموی  حجاج آشکارا به مقام نبوت اهانت کرد در کوفه خطبه خواند به کسانی که عازم مدینه برای زیارت قبر پیامبر خدا بودند ، گفت : مرگتان باد دور چوبهای خشک و کهنه می گردید،به جای آن چرا به قصر امیرالمؤمنین عبدالملک طواف نمی کنید.[47]

امیرالمؤمنین در این باره فرمود: «كَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى فَاسِقِهِمْ وَ قَدْ صَحِبَ الْمُنْكَرَ فَأَلِفَهُ وَ بَسِئَ بِهِ وَ وَافَقَهُ حَتَّى شَابَتْ عَلَیْهِ مَفَارِقُهُ وَ صُبِغَتْ بِهِ خَلَائِقُه‏. »[48]

شارحان نهج البلاغه این فراز خطبه را بر عبدالملک اموی تطبیق کرده اند که حضرت فرمود: « گویا فاسق بنی‌امیه را می بینم که در حقیقت با گناه هم آغوش گردیده با آن الفت و انس گرفته و همراه شده است تا آنجا که موی سر را در گناه سفید کرده ، اخلاق  او رنگ گناه بخود گرفته است .»

فسق و ستم بنی‌امیه قبل از آنکه آنان به حکومت برسند و قدرت بر ظلم و ستم و فسق پیدا کنند خدا به پیامبرش خبر داده آنها را شجره ملعونه نامیده است.

طبری می گوید : «در دستور معتضد عباسی بعنوان سند تاریخی یاد شده آنجا آمده : از آنجا که خدا آنها را به زبان پیامبرش لعنت کرده خدا کتاب بر پیامبرش6 نازل فرمود:و َ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآن‏.»[49]

اختلافی وجود ندارد که مراد خداوند از این آیه بنی‌امیه هستند پیامبر خدا6 در خواب دید که بنی‌امیه روی منبر او جست و خیز دارند به حدی محزون گردید که پس از آن ؛ کسی حضرت را خوشحال ندید خدا این آیه را نازل فرمود.[50]

در کامل بهائی است بعد از آنکه نسب بنی‌امیه را به غلام رومی اثبات کرده می گوید : « چون ثابت شد که بنی‌امیه رومی اند حق تعالی فرمود: الم غُلِبَتِ الرُّومُ [51]

ایشان بودند و مدت مملکتشان اهل دین و صلاح مغلوب بودند، ایشان غالب و مراد از غلبه روم این است چنانکه از ائمه صادقین روایت است.آنچه حق تعالی صفت شجره خبیثه را کرد که وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ.[52]

ایشان بودندمملکت ایشان بسیاری باقی نماند مگر هزار ماه چون این مدت به سر آمد هلاک شدند و دولت خاندان محمد بالا گرفت و مؤمنان اظهار ایمان کردندو لعنت بر آن شجره خبیثه فاش شد» .[53]

سیوطی پس از روایتی که از قاسم بن فضل روایت می كند: « امام حسن مجتبی  فرمود : پیامبرخدا6بنی‌امیه را روی منبر خود دید ناراحت گردید خداوند متعال سوره ی كوثر و قدر را نازل فرمود كه بنی‌امیه هزار ماه سلطنت می کند می گوید : پیامبر 6 بنی حکم را دید مانند میمون در منبر او جست و خیز دارد آیه‌ی 60 سوره‌ی اسراء بر  پیامبر نازل شد».[54]

بر اساس پیشگوییهای قرآن كه حكومت بنی‌امیه را ناپایدار اعلام كرده  است؛امیرالمؤمنین از این راز پرده برداشته می‌فرماید: « ِ فَأُقْسِمُ ثُمَّ أُقْسِمُ لَتَنْخَمَنَّهَا أُمَیَّةُ مِنْ بَعْدِی كَمَا تُلْفَظُ النُّخَامَةُ ثُمَّ لَا تَذُوقُهَا وَ لَا تَطْعَمُ بِطَعْمِهَا أَبَداً مَا كَرَّ الْجَدِیدَانِ[55] پیاپی سوگند یاد می کنم که بنی‌امیه پس از من حکومت را مانند خلط سینه دور خواهند انداخت و پس از آن بار دیگر مزه‌ی حکومت را نخواهند بچشد. »

 

 

نتیجه

از دیدگاه  نهج البلاغه دولت بنی‌امیه و سران آنها اغلب تبهکار و فاسد بودند و آنها بر اساس قدرت طلبی محض تحت پوشش دین، حكومت را به دست گرفته  به تخریب و تحریف دین پرداختند .

در دوران حكومت آنان كرامت انسانی زیر پا گذاشته شد ،تباهی و گمراهی در قلمرو دولتشان رواج یافت ؛جایی باقی نماند مگر اینكه افراد بی گناه از ستم آنان به ستوه آمدند در نهایت ستم پیشگی  و فساد آنها سبب شد تا حكومت آنان برای همیشه سقوط نماید .

 

 

[1] وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبیثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرار.ابراهیم/26

[2] . ر، ک: مفید ،محمد، الاختصاص، مکتب ،بصیرتی، قم ،بی تا ، ص181.

[3] دکتر ابراهیم، انیس ،معجم الوسیط، دفتر نشر اسلامی ،1374ه ش، دو جلدی، ج1،ص 307.

[4] جوادی آملی ، عبدالله انتظار بشر از دین ، اسراء قم 1382ش ، ص28.

[5] معجم الوسیط، ج 1 ص 204و مفردات +جاه که منظور معنای اصطلاحی است.

[6] آذر تاش آذر نوش فرهنگ معاصر عربی فارسی تهران نشر نی 1379ش ص135.

[7] طریحی فخر الدین مجمع البحرین ج5ص51موسسه الوفاء1402ق

[8] مجمع البحرین، ج 5، ص 175

[9] ابن منظور جمال الدین ؛ لسان العرب ؛ دارالصادربیروت 1863م ج5 ص 203

[10] همان ج7ص 317

[11] الدکتور صجی الصالح دارالهجره بیروت 1387ق ج129 ص 244

[12]  قرشى بنابى‏ سید على اكبر،مفردات‏نهج‏البلاغه‏،چاپ اول‏ ناشر؛موسسه‏فرهنگى‏نشرقبله؛،تهران‏1377 ش ، ج 2،ص939

[13] قمی ،شیخ عباس، سفینة البحار دارالمرتضی بیروت بی تا ماده ام ج 1 ص46

[14] ابراهیم/26

[15] خویی ،حبیب الله ،منهاج البراعة، دار الاحیاءالتراث العربی 1424ق ج18ص234

[16] طبری ،حسن بن علی ، کامل بهائی، سوق بین الحرمین پاساژ مهتاش 675ج2ص180

[17] نامه  17ص374 نهج البلاغه ،صبحی الصالح کتاب 17 ص374

[18] شیخ محمد عبده،  شرح نهج البلاغه مرکز نشر مکتب الاعلام الاسلامی ج 4ص533

[19] بحرانی ، میثم،  شرح نهج البلاغه چاپ حیدری تهران بی تا ج 4 ص390

[20] ابن جوزی ، یوسف فرغلی تذکرة الخواص مکتبة النینوای الحدیثیه تهران بی تا ص203و ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج1 ص336

[21] ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه دار الاحیاء التراث العربی بیروت 1385ه ق ج2 ص 44 بلاذری احمد بن یحیی انساب الاشراف دارالفکر بیروت 1417ه ق ج5 ص19

[22] مسعودی ، مروج الذهب ج2 ص343

[23] ابن اعثم احمد الفتوح دارالندوة الجدیده بیروت 1388ه ق ج 2 ص 242 

[24] طبری ، محمد بن جریر تاریخ الامم والملوک منشور مؤسسه اعلمی بیروت 1879م ج8ص185

[25] همان ص187

[26] مسعودی علی بن الحسن مروج الذهب دار اندلس بیروت 1385 ه ق ج3 ص404

[27] کامل بهائی ص211؛ علامه حلى حسن بن یوسف، نهج الحق و كشف الصدق، یك جلد، مؤسسه دار الهجرة قم، 1407 هجرى قمرى ص 312

[28] نامه 16 الدکتور صبحی الصالح نهج البلاغه منشورات دارالهجره بیروت 1387ونامه 16ص374 ؛پی نوشته النسمه کل ذی روح من البشر خاصه شرح نهج البلاغه ابن الحدیدج1ص202

[29] ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ، دارالاحیاءالتراث العربی بیروت ج1 ص199 و ابن قتیبه عبدالله بن مسلم ، المعارف منشورات الشریف الرضی ،امیر قم 1415ه ق ص194-195

[30] ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج1 ص199

[31] نهج البلاغه صبحی الصالح ج3ص48

[32] منهاج البراعة ج7ص70

[33] ابن اثیر اسماعیل ، البدایه و النهایه دارالتراث العربی 1408ه ق بیروت ج8 ص284

[34] بخاری ، ابی عبدالله محمد ،الصحیح دارالجبل بیروت شارع فردوس ص189

[35] ابن ابی ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج1 ص198

[36] طبری ، محمد بن جریر تاریخ امم و الملوک مؤسسه اعلمی بیروت 1418ق ج3 ص407 وابن اثیر محمد الکامل دارالکتب علمیه بیروت 1407ه ق ج3 ص272

[37] ابن قتیبه ، عبدالله بن مسلم الامامه والسیاسه ، مؤسسه حلبی مصر 1378ه ق ج1 ص141

[38] همان ج 2 ص21

[39] نهج البلاغه صبحی الصالح خ98  ص143

[40] کامل بهائی ص188

[41] الامامه والسیاسه ج1 ص 110

[42] ثقفی،ابراهیم ،الغارات، چاپخانه بهمن ج1 ص252

[43] صبحی صالح ،نهج البلاغه خ 93 ص173

[44] خطبه93  نهج البلاغه ص137

[45] ابن اثیر ، الکامل فی التاریخ  ج 4 ص104

[46]  علی  مسعودی ،مروج الذهب ج3ص99

[47] ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه،ج15ص242

[48] نهج البلاغه، صبحی الصالح ، ص201

[49] اسراء/60

[50] تاریخ طبری ، ج8ص185زمخشری محمودبن عمر الکاشف ، دارالفکر ،بیروت 1426ج2ص455؛بیضاوی ،عبدالله تفسیر ،دارالفکر بیروت 1416 ج3 ص454؛فخر رازی ، تفسیر کبیر دارالاحیاء التراث العربی بیروت بی تا ج20 ص237؛

[51] روم/1و2

[52] ابراهیم/26

[53] کامل بهائی ج2ص181

[54] سیوطی ، تاریخ خلفا  ، عالم الکتب ،بیروت 1423 ص12

[55] صبحی صالح  نهج البلاغه، ص240.

فهرست منابع

1.ابراهیم، انیس ،معجم الوسیط، دفتر نشر اسلامی ،1374ه ش.

2.ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه دار الاحیاء التراث العربی بیروت 1385ه ق.

3.ابن اثیر اسماعیل ، البدایه و النهایه، دارالتراث العربی، بیروت ،1408ه ق.

4.ابن اعثم احمد الفتوح، دارالندوة الجدیده، بیروت، 1388ه ق .

5.ابن جوزی ، یوسف فرغلی، تذکرة الخواص مکتبة النینوای الحدیثیه تهران بی تا .

6.ابن قتیبه ، عبدالله بن مسلم، الامامه والسیاسه ، مؤسسه حلبی مصر 1378ه ق .

7.ابن منظور جمال الدین ؛ لسان العرب ؛ دارالصادربیروت 1863م .

8.آذر تاش، آذر نوش فرهنگ معاصر عربی فارسی ،تهران نشر نی 1379ش .

9.بحرانی ، میثم،شرح نهج البلاغه چاپ حیدری تهران بی تا .

10.بخاری ، ابی عبدالله محمد ،الصحیح دارالجبل بیروت شارع فردوس .

11.بلاذری احمد بن یحیی انساب الاشراف دارالفکر بیروت 1417ه ق.

12.ثقفی ، ابراهیم ،الغارات، چاپخانه بهمن

13.جوادی آملی ، عبدالله، انتظار بشر از دین ، اسراء قم 1382ش.

14.حلى، حسن بن یوسف، نهج الحق و كشف الصدق ، مؤسسه دار الهجرة قم، 1407 هجرى قمرى

15.خویی ،حبیب الله ،منهاج البراعة، دار الاحیاءالتراث العربی 1424ق.

16.سیوطی، جلال الدین ،تاریخ خلفاء ،عالم الکتب ، بیروت، 1433ه ق.

17.صبحی صالح ،نهج البلاغه منشورات دارالهجره بیروت 1387

18.صدوق ،محمد  خصال مترجم (کمره ای) کتابخانه اسلامیه تهران 1362.

19.طبری ، محمد بن جریر تاریخ الامم والملوک، منشور مؤسسه اعلمی بیروت 1879م .

20.طبری ،حسن بن علی ، کامل بهائی، سوق بین الحرمین پاساژ مهتاش.

21.طریحی فخر الدین، مجمع البحرین، موسسه الوفاء،1402ق.

22.قرشى بنابى‏ سید على اكبر،مفردات‏نهج‏البلاغه‏،چاپ اول‏ ،ناشر؛موسسه‏فرهنگى‏نشرقبله؛ ،تهران‏1377 ش

23.قمی ، عباس، سفینة البحار دارالمرتضی بیروت بی تا.

24.محمد عبده،شرح نهج البلاغه، مرکز نشر مکتب الاعلام الاسلامی .

25.محمودبن عمر الکاشف ، دارالفکر ،بیروت کبیر دارالاحیاء التراث العربی بیروت بی تا .

26.مسعودی علی ، مروج الذهب، دار اندلس بیروت 1385 ه ق .

27.مفید ،محمد، الاختصاص، مکتب ،بصیرتی، قم ،بی تا .

 

 

 


نظرات() 



Cialis generic
دوشنبه 7 خرداد 1397 05:08 ب.ظ

Superb info. Cheers.
cialis professional from usa generic cialis 20mg uk cialis vs viagra cialis therapie tadalafil 20 mg tadalafil 10 mg cialis canada on line cost of cialis per pill tarif cialis france dosagem ideal cialis
Cialis pills
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 09:04 ب.ظ

Incredible a good deal of very good information.
safe site to buy cialis online opinioni cialis generico cialis patentablauf in deutschland cheap cialis cialis therapie cialis reviews cialis en mexico precio precios de cialis generico cialis herbs cialis for sale
Viagra kaufen
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 07:58 ق.ظ

Great content, Regards!
buy viagra 50mg sildenafil generic were to buy viagra buy sildenafil citrate online buy viagra uk next day delivery rx sildenafil buy viagra online canada no prescription order viagra online cheap pfizer viagra where to buy viagra pills
Cialis 20 mg
جمعه 3 فروردین 1397 09:39 ب.ظ

Beneficial stuff. Kudos.
5 mg cialis coupon printable cialis para que sirve tadalafil 10 mg what is cialis cialis prices canadian cialis weblink price cialis cialis baratos compran uk cialis for sale cialis 5 mg scheda tecnica
Buy generic cialis
دوشنبه 28 اسفند 1396 03:16 ق.ظ

Incredible loads of wonderful info.
buy cialis uk no prescription free cialis low cost cialis 20mg only now cialis 20 mg cialis tadalafil rezeptfrei cialis apotheke legalidad de comprar cialis wow look it cialis mexico cialis generico lilly cialis for sale south africa
How do you treat Achilles tendonitis?
جمعه 24 شهریور 1396 03:37 ب.ظ
May I simply say what a comfort to find somebody that truly understands what they're discussing on the web.
You actually understand how to bring an issue to light and
make it important. More people have to check this out and understand this side of your story.
It's surprising you are not more popular because you definitely have the gift.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر