تبلیغات
سرای مقالات نهج البلاغه - نقش مردم در حكومت از دید نهج البلاغه
یکشنبه 20 بهمن 1387

نقش مردم در حكومت از دید نهج البلاغه

• نوشته شده توسط: سید محمد حسن محمدی

 محمد صدقى

از نظر نهج البلاغه آن اصلى كه مى تواند تعادل جامعه را حفظ كند و همه را راضى نگهدارد و پیكره اجتماع را سالم ساخته و به روح جامعه آرامش بخشد حكومتى است كه عدالت را سرلوحه خود قرار دهد.


چكیده:

دولت عالی‌ترین نهاد سیاسى است كه اقتدارات ملى را در دست دارد و حاكمیت آن كلیه نهادهاى حاكم جامعه را در بر مى گیرد, چنین قدرت براى حكومت وقتى منطقى و مقبول است كه بر پایه قانونى استوار باشد كه از منبع پذیرفته شده اى نشإت گرفته و مشروعیت آن ملاك مقبولى داشته باشد.
در رژیم‌هاى مردمى آرإ عمومى منبع قدرت حكومت و به تعبیر دیگر دموكراسى ملاك مشروعیت آن شناخته شده است, در مورد حكومت اسلامى(1) نیز این سوال مطرح است كه منبع قدرت حكومت و ملاك مشروعیت آن كدام است؟ آیا در مشروعیت آن مردم نقش دارند یا نه؟ این مقاله براى رسیدن به پاسخ سوال مطرح شده مسائل زیر را از دیدگاه نهج البلاغه مورد بررسى قرار داده است:
1ـ لزوم حكومت از این دیدگاه
2ـ مردم از منظر حكومت
3ـ حكمرانان خزانه دار و امین مردم اند
4ـ شرایط حاكم اسلامى
5ـ نقش مردم در گزینش حاكم.
با بررسى مسائل یاد شده معلوم مى شود كه وجود حكومت در جامعه از دیدگاه نهج البلاغه یك ضرورت است و بدون آن هیچگونه تعالى امكان پذیر نیست, پس حكومت از این دیدگاه یك وسیله است و ارزش آن تنها در صورتى است كه وسیله اجرإ عدالت و احقاق حقوق مردم باشد, بنابراین حاكم باید شرایط خاصى را داشته باشد و بدون آنها نمى تواند به عنوان حاكم اسلامى امور را بدست گیرد و بدون آن شرایط حكومت هیچ فردى مشروع نخواهد بود.
در تعیین و گزینش فردى كه شرایط حكومت را به بهترین شكل دارا باشد راه مورد پذیرش ومعقول جز انتخاب مردم نمى باشد و در اینجاست كه مردم نقش اصلى را بازى مى كنند یعنى از میان افرادى كه داراى این شرایط هستند فردى را با رإى و بیعت خود گزینش مى كنند و بدین وسیله حكومت مشروعیت لازم را بدست مىآورد.
مطالعه تاریخ نشان مى دهد كه انسان به جهت زندگى اجتماعى ناگزیر از آن است كه نیازهاى خود را از طریق یك نظام اجتماعى و همكارى و تعاون در آن نظام بدست آورد. از سوى دیگر تعارض و تزاحم خواسته هاى بشرى و روح استخدام او نیاز به قوانین اجتماعى را تشدید مى كند. طبیعى است وجود قانون به تنهایى در تإمین این هدف كافى نیست بلكه نیاز به قدرت اجرایى دارد كه حكومت غیر از این نمى باشد.
ارتقإ بشر در مسائل فرهنگى و اخلاقى و اجتماعى این نیاز را برطرف نمى سازد بلكه به جهت رشد و توسعه قلمروهاى زندگى بشر این نیاز شدیدتر احساس مى شود, لذا ضرورت تشكیل حكومت براى ایجاد نظم و عدالت و تعالى زندگى بشر عقلا از قضایایى است كه تصور دقیق آن ما را از توسل به استدلال بى نیاز مى كند. این ضرورت در منطق نهج البلاغه با تعابیرى كه در زیر برخى از آنها را از نظر مى گذرانیم آمده است:

الف ـ لزوم نظم در جامعه:

امام على(ع) در لزوم حكومت و ضرورت وجود آن فرمود:

((مردم ناگزیر از امیر و حاكم اند یا نیكوكار و یا بدكار, تا در سایه حكومت وى مومن به كار خویش پردازد و كافر نیز از مواهب زندگى بهره مند گردد و مردم زندگى خویش را در آن حكومت بسر برند و به وسیله وى اموال بیت المال جمع آورى شود و به كمك وى با دشمنان مبارزه گردد, جاده ها امن و امان شده و حق ضعیفان از نیرومندان گرفته شود و نیكوكاران در رفاه و از دست بدكاران در امان باشند. ))(2)
امام على(ع) این مطالب را در برابر خوارج فرمود كه آنان در آغاز امر مدعى بودند با وجود قرآن از حكومت بى نیازیم و با شعار ((لا حكم الا لله)) كه از قرآن اقتباس كرده بودند اساس حكومت را نفى مى كردند. امام(ع) نفى هر قانون جز قانون الهى را مى پذیرد, ولى معنى آن را نفى حكومت و نامشروع بودن فرمانروایى نمى داند و در آغاز سخن صریحا مى فرماید كه این شعار خوارج ((كلمه حق یراد بها الباطل نعم انه لا حكم الا لله ولكن هولإ یقولون لا امره الا لله!)) یعنى این سخن خوارج (لا حكم الا لله) درست است ولكن مقصود آنان از این حرف آن است كه جز خدا فرمانروایى نیست و این نادرست است آنان سخن حقى را بر زبان مىآورند و از آن معنى باطلى را منظور مى دارند امام(ع) در سخن دیگر این حقیقت را چنین بیان مى كند:
((وال ظلوم غشوم خیر من فتنه تدوم))(3)
فرمانرواى ظالم ستمگر كه بر مردم حكومت بكند از آشوب مداوم و پایدار بهتر است.
امام(ع) به نظم جامعه بسیار ارج مى نهد, در وصیت خود به فرزندانش قبل از هر وصیت دیگر و به محض سفارش به تقوى نظم امور را تإكید مى كند:
((اوصیكما و جمیع ولدى و اهلى و من بلغه كتابى بتقوى الله و نظم امركم))(4)
شما و تمام فرزندان و فامیلم و هر كسى را كه كتاب من به او مى رسد به پرواى الهى و نظم كارهایتان وصیت مى كنم.
این نشانگر آن است كه جلوگیرى از فته و هرج و مرج از دیدگاه نهج البلاغه بسیار مهم است, زیرا تمام كارها در یك جامعه منظم قابل پیاده شدن است, این هم بدیهى است كه چنین نظمى بدون قدرت حاكم و وجود حكومت امكان پذیر نیست.

ب ـ ستم گرى و ستمكشى ممنوع است:
گرچه ضرورت نفى ستم یك حكم عقلى و از مستقلات عقلى است در بیان شرع و زبان دین نیز به صورت ارشادى تبیین شده و بر آن تإكید زیاد شده است و این نیز واضح است كه دفع ظلم بدون قدرت اجرایى لازم, امكان ندارد كه نتیجه منطقى این سخن لزوم و وجود حكومت براى نفى ستمگرى و ستم كشى است.
امام على(ع) مى فرماید: ((... و ما اخذ الله من العلمإ على آن لا یقاروا على كظه ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها على غاربها و لقیت آخرها بكاس اولها... ))(5)... اگر نبود عهدى كه خداوند از دانشمندان گرفته است كه در برابر شكمبارگى ظالم و گرسنگى مظلوم سكوت نكنند من مهار شتر خلافت و حكومت را رها مى ساختم و از آن صرفنظر مى كردم.

ج ـ نفى تسلط و حاكمیت بیگانه بر مسلمان:
قرآن كریم سیادت مسلمانان و برترى كلمه حق را بیان داشته و خواهان عملى شدن آنهاست(6) و بسیار روشن است كه این دو بدون یك قدرت سیاسى كه وحدت و نظم میان مسلمانان ایجاد كند, ممكن نیست, لذا امام(ع) مى فرماید:
((فرض الله... الامامه نظاما للامه))(7)
خداوند امامت ـ تشكیل حكومت و وجود رهبرى ـ را براى پایدارى امت لازم نمود.
حكومت براى اجراى عدالت
امام(ع) همانند هر انسان الهى و مرد ربانى حكومت و زعامت جامعه را به عنوان یك پست و مقام دنیوى كه مایه فخر باشد و حس جاه طلبى بشر را اشباع كند و به عنوان هدف زندگى, سخت تحقیر مى كند و آن را بسیار بى ارزش مى شمارد, آن را مانند دیگر مظاهر مادى دنیا از استخوان خوكى كه در دست انسان خوره اى باشد بى مقدارتر مى شمارد, اما همین حكومت و زعامت را در مسیر اصلى و واقعیش یعنى به عنوان وسیله اى براى پیاده كردن عدالت و احقاق حق و خدمت به جامعه فوق العاده مهم مى شمارد و مانع دست یافتن حریف و رقیب فرصت طلب مى گردد و از شمشیر زدن براى حفظ و نگهداریش از دستبرد چپاولگران دریغ نمى ورزد.
ابن عباس در زمان خلافت على(ع) بر آن حضرت وارد شد در حالى كه امام(ع) با دست خودش كفش كهنه خویش را پینه مى زد از ابن عباس پرسید قیمت این كفش چقدر است؟ ابن عباس گفت ارزشى ندارد, امام فرمود ارزش همین لنگه كفش كهنه در نظر من از حكومت و امارت بر شما بیشتر است جز اینكه بوسیله آن عدالت را پیاده كرده و حقى را به صاحبش برسانم یا باطلى را از میان بردارم.(8)
پس از نظر نهج البلاغه آن اصلى كه مى تواند تعادل جامعه را حفظ كند و همه را راضى نگهدارد و پیكره اجتماع را سالم ساخته و به روح جامعه آرامش بخشد حكومتى است كه عدالت را سرلوحه خود قرار دهد, زیرا ظلم و جور قادر نیست حتى روح خود ستمگر و روح آن كسى را كه به نفع او ستمگرى مى شود, راضى و آرام نگهدارد تا چه رسد به ستمدیدگان و پایمال شدگان حق. در مقابل, عدالت بزرگ راهى است عمومى كه همه را مى تواند در خود بگنجاند. و بدون مشكلى عبور دهد اما ظلم و جور كوره راهى است كه حتى فرد ستمگر را به مقصد نمى رساند.
همانطور كه در تاریخ آمده است خلیفه سوم بخش عظیمى از اموال عمومى مسلمانان را در دوره خلافت خود تیول خویشاوندان و نزدیكانش قرار داد اما همینكه على(ع) حكومت و زمام امور را بعد از وى به دست گرفت به عنوان یك حاكم, وظیفه خود مى دانست عدالت را پیاده كند و لذا مى فرماید:
((به خدا قسم, اگر با آن اموال, براى خودشان زن گرفته باشند و یا كنیزكان خریده باشند باز هم آن را به بیت المال و خزانه عمومى مسلمانان برمى گردانم زیرا: ((فان فى العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق))(9)
همانا در عدالت گنجایش و وسعت خاصى است كه مى تواند همه را در بر گیرد و در خود جاى دهد و آن كس كه بیمار است و اندامش نامناسب شده ـ در عدالت نمى گنجد ـ باید بداند كه جایگاه ظلم و جور بر وى تنگتر است))
امام(ع) به قدرى عدالت را مهم و مراعات آن را وظیفه حاكم دانسته كه كوچكترین ملاحظه كارى در مورد آن را نمى پذیرد و هرگز عدالت را فداى مصلحت نمى كند.
تبعیض و دوختن دهنها با لقمه هاى بزرگ همواره ابزار لازم سیاست قلمداد شده است اما بعد از خلیفه سوم مردى زمامدار و كشتى سیاست را ناخدا شده است كه دشمن این ابزار است, هدفش مبارزه با این نوع سیاست بازى است. طبعا از همان روز اول انسانهاى متوقع یعنى همان مردان و رجال سیاست, رنجیده خاطر شده و در نتیجه مشغول خرابكارى شدند و درد سرهایى فراهم آوردند. دوستان به حضور امام (ع) آمدند و با نهایت خلوص تقاضا كردند كه به خاطر مصلحت مهمتر در سیاست خود انعطافى پدید آورد. پیشنهاد كردند كه خودت را از درد سر این افراد راحت كن و به قول سعدى ((دهن سگ به لقمه دوخته به)) اینها افرادى با نفوذ و برخى از اینها از معروفان صدر اول اسلام هستند و حكومت مدینه فعلا در مقابل دشمن فریبكار و بى ایمان مثل معاویه قرار دارد كه ایالت مهمى از سرزمین اسلام مثل شام را در اختیار گرفته است چه مانعى دارد كه به خاطر مصلحت فعلا موضوع مساوات و برابرى در مورد بیت المال را مسكوت بگذارى؟
امام(ع) در جواب فرمود:
((إتامرونى ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه!؟ والله لا اطور به ما سمر سمیر و ما ام نجم فى السمإ نجما لو كان المال لى لسویت بینهم فكیف و انما المال مال الله...))(10)
مرا فرمان مى دهید تا پیروزى را به ستم كردن به كسى كه والى او هستم بجویم؟ از من مى خواهید كه عدالت را به پاى سیاست وسیادت قربانى كنم؟!) قسم به خدا تا جهان ادامه دارد و ستاره اى در آسمان پى ستاره اى برآید نخواهم پذیرفت ـ من و تبعیض! ـ اگر مال از آن من بود همگان را برابر مى داشتم تا چه رسد كه مال از آن خدا باشد.. ..))
امام(ع) چگونه مى توانست چنین پیشنهادى را بپذیرد در حالى كه براى پاسدارى از عدالت حكومت را پذیرفته است. خود حضرت مى فرماید:
((اگر آن اجتماع عظیم مردم نبود و اگر با وجود یاور حجت بر من تمام نمى شد و اگر خدا از دانشمندان پیمان نگرفته بود كه در مقابل شكمبارگى ظالم و گرسنگى مظلوم ساكت و آرام ننشینند همانا افسار خلافت را روى دوشش مى انداختم و مانند روز اول كنار مى نشستم.))(11)

رابطه مردم با حكومت از دید نهج البلاغه

یكى از مسایلى كه در تبین مشروعیت حكومت راهگشایى دارد این است كه حكومت به مردم و به خود با چه دیده اى نگاه مى كند آیا با این چشم كه آنها برده و مملوك اند و حكومت مالك و صاحب اختیار؟ یا با این چشم نگاه مى كند كه آنها صاحب حق اند و او خود تنها امین و وكیل و نماینده است؟ در صورت اول هر خدمتى به مردم انجام دهد از نوع تیمارى است كه مالك یك حیوان براى حیوان خویش انجام مى دهد و در صورت دوم از نوع خدمتى است كه یك امین صالح انجام مى دهد. اعتراف حكومت به حقوق واقعى مردم و احتراز از هر نوع عملى كه مشعر بر نفى حق حاكمیت آنهاست از شرایط اولیه جلب رضایت و اطمینان آنان است.
یكى از علل گرایش به مادیگرایى در غرب نارسایى مفاهیم كلیسایى از نظر حقوق سیاسى است, اربابان كلیسا در اروپا نوعى پیوند غیر واقعى میان اعتقاد به خدا از یك طرف و سلب حقوق سیاسى مردم و تثبیت حكومتهاى استبدادى از طرف دیگر برقرار كردند. در نتیجه چنین فرض شد كه یا باید خدا را بپذیریم و حق حكومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینى كه هیچ نوع امتیاز روشنى ندارند تلقى كنیم و یا خدا را انكار كنیم تا بتوانیم خود را صاحب حق بدانیم!
در مرحله اى كه استبدادها و اختناق‌ها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند كه حق حاكمیت از آن مردم است و كلیسا و یا طرفداران آن این فكر را عرضه كردند كه مردم در زمینه حكومت فقط تكلیف و وظیفه دارند نه حق! همین فكر كافى بود كه تشنگان آزادى و دموكراسى و حكومت را بر ضد كلیسا بلكه بر ضد دین و خدا به طور كلى برانگیزد.(12) این طرز تفكر در فرهنگ غرب و شرق ریشه بسیار قدیمى دارد:
ژان ژاك روسو در قرارداد اجتماعى مى نویسد:
((فیلون ـ حكیم یونانى در قرن اول ـ نقل مى كند كه كالیگولا - امپراطور خونخوار روم ـ مى گفته است همان قسمى كه چوپان طبیعه بر گله هاى خود برترى دارد رهبران قوم جنسا بر مردم خویش تفوق دارند و از استدلال خود نتیجه مى گرفته است كه آنها نظیر خدایان و رعایا نظیر چهارپایان مى باشند.))
در قرون جدید این فكر تجدید شد و چون كلیسا رنگ مذهب و خدا گرفت احساسات بر ضد مذهب برانگیخت. در همان كتاب مى نویسد:
((گرسیوس ـ از رجال سیاسى و تاریخ نویس هلندى در هفده میلادى ـ قبول ندارد كه قدرت روسا فقط براى آسایش مردم خود ایجاد شده است و گوید بندگان براى راحتى اربابان هستند نه اربابان براى راحتى و آسایش بندگان))(13)
چنانچه ملاحظه مى شود در این دیدگاه ها مسئولیت در مقابل خدا موجب سلب مسئولیت در مقابل مردم فرض شده است مكلف و موظف بودن در برابر خداوند كافى دانسته شده است براى اینكه مردم هیچ حقى نداشته باشند و عدالت همان باشد كه حكمران انجام مى دهد و ظلم براى او مفهوم و معنى نداشته باشد.
آنچه در این دیدگاهها وجود ندارد این است كه اعتقاد وایمان به خداوند پشتوانه عدالت و حقوق مردم تلقى شود, منطق نهج البلاغه در باب حق و عدالت بر این اساس است كه ایمان به خداوند نه تنها زیر بناى اندیشه عدالت و حقوق ذاتى مردم است و تنها با اصل قبول وجود خداوند است كه مى توان وجود حقوق ذاتى و عدالت واقعى را به عنوان دو حقیقت مستقل از فرضیه ها و قراردادها پذیرفت, بلكه بهترین ضامن اجراى آنهاست.
امام على(ع) در این مورد چنین مى فرماید:
((خداوند براى من به موجب اینكه ولى امر و حكمران شما هستم حقى بر شما قرار داده است و براى شما نیز بر من همان اندازه حق است كه از من بر شما, همانا حق وسیع تر چیزهاست كه وصف آن گویند و مجال آن تنگ است براى عمل كردن و انصاف دادن ـ رفتن خط راست باریك, سخت است و تنگ ـ حق به سود كسى جریان مى یابد مگر آنكه به زیان او نیز جارى گردد و حقى از دیگران بر عهده اش ثابت مى شود ـ همینطور ـ حقى بر زیان كسى جارى نمى شود مگر اینكه به سود او نیز جارى مى گردد.))(14)
چنانچه ملاحظه مى شود در این بیان همه سخن از خدا, حق و وظیفه است اما نه به این شكل كه خداوند به بعضى از افراد مردم فقط حق اعطا فرموده است و آنان را تنها در برابر خود مسئول قرار داده است و برخى دیگر را از حقوق محروم كرده است و آنان را در مقابل خود و صاحبان حقوق بى حد و مرز مسئول قرار داده است و در نتیجه عدالت و ظلم میان حاكم و محكوم مفهوم نداشته باشد.
امام امیرالمومنین(ع) براساس اصل فوق در ادامه همان خطبه مى فرماید:
((با من آن سان كه با ستمگران سخن مى گویند سخن نگویید, القاب پر طمطراق برایم به كار نبرید, آن ملاحظه كاری‌ها و موافقت‌هاى مصلحتى كه در برابر مستبدان اظهار مى دارند در برابر من اظهار مدارید, با من به سبك سازشكارى معاشرت نكنید, گمان مبرید كه اگر به حق سخنى به من گفته شود بر من سنگین آید, عمل به حق و عدالت بر او سنگین تر است بنابراین از سخن حق یا نظر عادلانه خوددارى نكنید.))(15)

حاكم خزانه دار و امین مردم:

نتیجه منطقى مطالب فوق, همانطور كه نهج البلاغه به صراحت اعلام مى كند, این است كه فرمانروا امین و پاسبان حقوق مردم و مسئول در برابر آنان است یعنى مسئول بودن در برابر خدا مستلزم این نیست كه در برابر مردم مسئول نباشد و اگر بناست از این رو ـ فرمانروا, مردم ـ یكى براى دیگرى باشد این فرمانرواست كه براى توده مردم محكوم است نه توده, محكوم براى فرمانروا, بلاتشبیه چوپان براى گوسفند است نه گوسفند براى چوپان, پس حكومت كردن بر مردم, ودیعه و امانت مردم در دست حاكم است.
قرآن كریم در مورد امانت بودن حكومت در دست حاكم مى فرماید:
((ان الله یإمركم ان تودوا الامانات الى اهلها...;(16)
خداوند بر شما فرمان مى دهد كه امانتها را به صاحبانشان برگردانید.))
مرحوم طبرسى در تفسیر این آیه گوید:
((در معناى این آیه چند قول است: یكى اینكه منظور امانتهاست اعم از الهى و غیر الهى, مالى و غیر مالى.
دوم اینكه خطاب به فرمانروایان است, پروردگار عالم به فرمانروایان دستور مى دهد با ادإ امانت به رعایت كردن مردم قیام كنند سپس در تفسیر آیه بعد ((یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولى الامر منكم)) مى گوید چون در آیه قبل به فرمانروایان دستور داده حق رعیت را ادإ كرده وبا انصاف رفتار كنند در این آیه متقابلا از مردم خواسته است از اولوا الامر اطاعت كنند.))(17)
در تفسیر شریف المیزان نیز در بحث روایى كه در ذیل این آیه آمده است از تفسیر درالمنثور از امام على(ع) چنین نقل مى كند:
((حق على الامام ان یحكم بما انزل الله و ان یودى الامانه فاذا فعل ذلك فحق على الناس ان یسمعوا له...
بر امام لازم است در میان مردم آن چنان حكومت كند كه خداوند دستور آن را فرو فرستاده است و امانتى كه خداوند بر او سپرده است ادا كند هرگاه چنین كند بر مردم لازم است كه فرمان او را گوش فرا دهند و اطاعتش را فرض دانسته و دعوتش را اجابت كنند.))(18)
چنانچه ملاحظه مى شود قرآن كریم حاكم و سرپرست جامعه را امین و نگهبان جامعه مى شناسد و حكومت را امانت دانسته كه به او سپرده شده است و باید ادا نماید, برداشت ائمه و شخص امام على(ع) نیز چنین است. امام(ع) در نامه هاى خود به فرمانروایان چنین مى فرماید: (در نامه به فرماندار آذربایجان):
((و ان عملك لیس لك بطعمه ولكنه فى عنقك امانه و انت مسترعى لمن فوقك... ))(19)
مبادا چنین پندارى كه امارتى كه به تو سپرده شده است شكارى است كه به چنگ افتاده است, نه بلكه امانتى است كه به گردنت گذاشته شده است و مافوق تو رعایت و نگهدارى حقوق مردم را از تو مى خواهد.))
در فرمان معروف حضرت به مالك اشتر دارد كه :
((و لا تقولن انى موتمر آمر فاطاع فان ذلك ادغال فى القلب و منهكه للدین و تقرب من الغیر...))(20)
مگو من اكنون بر آنان مسلط هستم از من فرمان دادن است واز آنها اطاعت كردن كه این عین راه یافتن فساد در دل و ضعف در دین و نزدیك شدن به سلب نعمت است.
در بخشنامه اى كه به مإموران جمع آورى زكات مى نویسد مى فرماید:
((به عدل و انصاف رفتار كنید, به مردم درباره خودتان حق بدهید و در برآوردن حاجات مردم تنگ حوصلگى نكنید كه شما خزانه داران مردم و نمایندگان آنها و سفیران امام هستید.))(21)

پى نوشت ها:
1 ـ موضوع این مقاله مربوط به عصر غیبت معصوم(ع) است و هرگز نباید بحث امامت معصوم را با حكومت در عصر غیبت خلط نمود, گرچه در مورد امام معصوم نیز غیبت امامت نیز نیاز به پذیرش مردم دارد.
2 ـ نهج البلاغه صبحى صالح, خطبه4.
3 ـ غرر الحكم و درر الكلم, آمدى, ترجمه انصارى, ج2, حرف واو, شماره50.
4 ـ نهج البلاغه شهیدى نامه 47, و خطبه158.
5 ـ همان, خطبه3.
6 ـ نهج البلاغه كلمات قصار, 252, غرر الحكم و دررالكلم, ج4, ص457, چاپ دانشگاه آخرین عبارت در حرف (فا).
7 ـ همان خطبه33.
8 ـ لن یجعل الله للكافرین على المومنین سبیلا 141 / نسإ و نیز: و جعل كلمه الذین كفروا السفلى و كلمه الله هى العلیإ 40 / توبه.
9 ـ نهج البلاغه, خطبه15.
10 ـ نهج البلاغه شهیدى, ص124, خطبه126.
11 ـ همان, خطبه سوم.
12 ـ سیرى در نهج البلاغه, مرتضى مطهرى, قم, صدرا, ص118.
13 ـ قرارداد اجتماعى, 37 و 38, به نقل سیرى در نهج البلاغه, ص120 ـ 121.
14 و 15 ـ نهج البلاغه, دكتر شهیدى و صبحى الصالح, خطبه 216.
16 ـ قرآن كریم, سوره نسإ آیه58.
17 ـ تفسیر مجمع البیان, طبرسى, ج3, ص64.
18 ـ تفسیر المیزان, محمد حسین طباطبایى, ج4, ص385.
19 و 20 و 21 ـ نهج البلاغه, ترجمه شهیدى, نامه5, ص326, قسمتى از نامه مالك اشتر, نامه5, ص324.
..............................................................................
منبع: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 234


نظرات() 



buy cialis pills
دوشنبه 9 مهر 1397 01:29 ب.ظ

You definitely made your point!
cialis price in bangalore generic cialis in vietnam cialis preise schweiz generic cialis in vietnam enter site natural cialis cialis side effects dangers cialis 05 cialis for sale south africa cialis prices cialis 5mg prix
canadian online pharmacies legal
یکشنبه 1 مهر 1397 11:59 ق.ظ

Fine forum posts. Appreciate it!
buy vistagra online safe canadian pharmacy cialis prescription drugs without prior prescription canadian medications, liraglutide canadian discount pharmacies in canada drugs for sale in uk online pharmacies india canada pharmacies account canadian pharmacies without an rx canada pharmacies online prescriptions
eddrugsgeneric.com
چهارشنبه 28 شهریور 1397 08:27 ق.ظ

With thanks, Terrific information.
cilas no prescription cialis cheap cialis flussig cialis usa cost cialis manufacturer coupon cialis en 24 hora only best offers 100mg cialis tadalafil tablets tesco price cialis buy cialis online
cialisb.com
دوشنبه 12 شهریور 1397 02:18 ب.ظ

Really all kinds of terrific information.
cost of cialis per pill cialis uk next day cost of cialis per pill click now buy cialis brand look here cialis cheap canada cialis 5 mg only here cialis pills cialis preise schweiz look here cialis order on line venta de cialis canada
http://viagravonline.com/
یکشنبه 11 شهریور 1397 09:38 ب.ظ

Useful information. Thanks a lot.
tadalafil 20mg where to buy cialis in ontario cialis generic availability cialis baratos compran uk only best offers cialis use cialis for sale in europa how to purchase cialis on line cost of cialis per pill viagra or cialis overnight cialis tadalafil
Tadalafil 5mg
پنجشنبه 6 اردیبهشت 1397 12:43 ق.ظ

Nicely put. Cheers.
online viagra prescription viagra or sildenafil sildenafil to buy buying real viagra online where to buy viagra online without prescription viagra online pharmacy usa viagra online pharmacy usa is buying viagra online safe cheap generic viagra pills online buy generic viagra usa
Cialis canada
یکشنبه 19 فروردین 1397 12:58 ق.ظ

Fine data. With thanks.
cialis 20 mg cost cialis uk next day cialis cost only here cialis pills cialis coupons printable cialis sans ordonnance ou acheter du cialis pas cher comprar cialis 10 espa241a buy brand cialis cheap cialis generic tadalafil buy
Buy cialis
جمعه 3 فروردین 1397 03:55 ق.ظ

Superb knowledge. Many thanks.
online prescriptions cialis cialis purchasing prices on cialis 10 mg cialis online deutschland we choice cialis pfizer india cialis mit grapefruitsaft rezeptfrei cialis apotheke we recommend cheapest cialis wow look it cialis mexico 40 mg cialis what if i take
https://meemeggitt.wordpress.com/2015/06/26/contracted-second-toe
سه شنبه 2 خرداد 1396 03:19 ب.ظ
This is the perfect webpage for everyone who would like to
understand this topic. You know so much its almost hard to argue with you (not that
I personally would want to…HaHa). You certainly put a fresh spin on a subject that has been discussed
for a long time. Great stuff, just wonderful!
Kisha
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:57 ق.ظ
Just desire to say your article is as astounding. The clearness in your publish is just great and i could
suppose you are knowledgeable on this subject. Well along
with your permission let me to clutch your feed to stay updated with impending post.
Thanks a million and please continue the gratifying work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر