تبلیغات
سرای مقالات نهج البلاغه - مقام و شخصیت زن از دیدگاه نهج البلاغه
یکشنبه 20 بهمن 1387

مقام و شخصیت زن از دیدگاه نهج البلاغه

• نوشته شده توسط: سید محمد حسن محمدی

نویسنده: عباسعلى عمید زنجانى‏

خبرگزاری فارس: مطالبى كه در نهج البلاغه در باره مقام و شخصیت زن آمده، كه اگر بدرستى استقصا بشود، سیزده، چهارده مورد است، در تمام این موارد، مناسبت‏هاى تاریخى خاصى هست كه باید آن مناسبت‏ها مورد توجه قرار بگیرد و مع الاسف، برخى، به مناسبت‏ها توجه نكرده و از آن غافل مانده‏اند.


«الحمد للَّه الّذى جعلنا من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بثّ منهما رجالا كثیرا و نساء و الصّلاة و السّلام على اشرف بریّته و خاتم أنبیائه حبیب اله العالمین ابى القاسم محمّد (ص) و على آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین.

موضوع سخن ما مقام و شخصیت زن از دیدگاه نهج البلاغه است.

یكى از دوستان، ضمن توصیه و تأكید مى‏گفت: در بحثمان در این زمینه توجه داشته باشید كه جمعى از خانمها در محفل و مجلس شركت دارند. من از همین نكته سخنم را آغاز مى‏كنم كه گویى مسأله زن در نهج البلاغه آن چنان نیست كه بتوان بى‏پرده و باز آن را مطرح كرد چنانكه حتى خودیها نیز باور كرده‏اند كه زن در نهج البلاغه آن چنان كه باید مطرح شود مورد توجه قرار نگرفته، و احیانا سخن دشمنان را به نظر مى‏آورد كه آنچه در نهج البلاغه در این باره آمده است با كرامت زن، با مقام انسانى زن، متناسب نیست. البته اگر ما با این دید مسئله را بررسى كنیم، دشوار است كه بتوانیم به نتیجه برسیم. اما خوشبختانه، بحث به مقدار لازم شكافته شده و ماآن چنان آمادگى را داریم كه موضوع را به دور از جوّهاى انحرافى دنبال كنیم. قبل از آن كه سخنان امام بزرگ (ع) را در زمینه مقام و شخصیت زن مطرح كنم، ناگزیرم چند موضوع را تذكر بدهم.

مسئله اول، موضوع دنباله روى از جوّهاى كاذبى است كه احیانا در باره برخى از مسائل اسلامى بوجود آمده و یا خواهد آمد. براى این كه با یك مثال، مقصودم را رسانده باشم و از مطلب بگذرم، شما را بیاد شرایط جنگ بین المللی اول مى‏اندازم كه در آن شرایط، وقتى بخشى از دنیا، علیه امپراطورى عثمانى كه بناحق اسم حكومت اسلامى را یدك مى‏كشید، بسیج شده بود، و مسلمانان یعنى عثمانى‏ها بعنوان انسان‏هاى خشن در دنیا مطرح بودند، ناگزیر موجى علیه السلام بعنوان آیین خشن و آیین شمشیر و زور و اسلحه مطرح بود. مى‏بینیم در آن شرایط انحرافى، قلم‏هاى نویسندگان و فكر متفكران اسلامى ما بیش از آن حد كه لازم است پیش مى‏رود و اسلام را بدون توجه به آن بعدهاى لازم خشونت آمیزش- كه خشونت در برابر خشونت است، خشونت در برابر ظالم و متجاوز است، خشونت در برابر استعمار و استثمار است- با سیمایى از صلح و صفا ترسیم مى‏كند و در نتیجه تصویرى غلط از اسلام ارائه مى‏شود. فكر میكنم همین یك مثال كافى باشد.

مبادا ما در مسأله زن از دیدگاه اسلام و یا از دیدگاه نهج البلاغه، مرتكب چنین انحراف بزرگى بشویم، به جهت جوّسازى‏هایى كه غرب در این زمینه علیه اسلام و یا غربزده‏هاى ما علیه نهج البلاغه كرده‏اند، ما هم براى دفاع از حیثیت و دفاع از كیان خود، مسائلى از اسلام را مطرح كنیم كه از اسلام نیست. حالت تدافعى داشتن در تحلیل مسائل، همواره این ورطه و این فاجعه را به دنبال دارد. بررسى مسائل اسلامى باید به گونه آزاد باشد و به دور از این گونه جوّها و جوّسازى‏هاى انحرافى.

اگر ما مقام و شخصیت زن را از دیدگاه نهج البلاغه بررسى مى‏كنیم، باید الزاما این بررسى به دور از این نوع تفكرات انحرافى و فشارها و تحمیل‏ها باشد، ما از این نحوه و كیفیت بررسى‏ها صدمات بسیار دیده‏ایم.

نكته دیگر در آغاز بحثم، تذكر این مطلب است كه نهج البلاغه برگردانى از قرآن است. یعنى محتوا همان محتواى قرآن است كه امیر المؤمنین على (ع) آن را در قالبى نوین و دیگر ریخته است. نهج البلاغه چیزى جز آنچه در قرآن آمده است، ارائه‏نكرده است فقط با این تفاوت كه قرآن بصورتى كلى براى تمام عصرها و نسلها سخن گفته است، اما نهج البلاغه این مسائل كلى را در رابطه با ملتى مطرح كرده است و به ما راه را نشان داده است كه مسائلى كلى قرآن را چگونه مى‏شود در زمینه یك ملت به مطالعه گذاشت و با زندگى یك جامعه آن را تطبیق كرد.

امام (ع) در بررسى‏هاى خود در زمینه مسائل اسلامى، سعى بر آن دارد كه این ضوابط كلى اسلامى قرآنى را در مورد امتى كه با آن درگیر است تطبیق دهد. خواه ناخواه، در این تطبیق دادن، ابعاد نارسایى‏ها و كمبودهاى آن جامعه به چشم مى‏خورد، یعنى آنچه كه در جامعه، مانع از انطباق اصول كلى اسلام است، مورد توجه امام قرار مى‏گیرد. علل و عواملى كه مانع از تطبیق و اجراى احكام كلى الهى مى‏شود مورد نظر قرار مى‏گیرد و به همین جهت مى‏بینیم كه نهج البلاغه بیشتر به انتقاد مى‏پردازد.

اصول كلى تازه نیست، اما آنچه كه در تطبیق اصول كلى به مواردش در نهج البلاغه مطرح مى‏شود، كاملا تازگى دارد. بى‏جهت نیست كه در نهج البلاغه، در باره شخصیت زن سخنى در میان نمى‏بینیم، هر چه هست بصورت نقد است، هر چه هست بیان نارسایى‏هاست، هر چه هست بیان كمبودهاست. یعنى نهج البلاغه، آئینه‏وار سیما و شخصیت زن را آن چنانكه هست مى‏نمایاند: كم را كم، اندك را اندك، نارسا را نارسا نه چیزى بر آن مى‏افزاید و نه چیزى از آن كم مى‏كند.

سخن كلى نهج البلاغه در زمینه مقام زن، همان سخن قرآن است، چیز تازه‏اى نیست. آنها كه مى‏خواهند نهج البلاغه را بدون قرآن مورد بررسى قرار بدهند، مانند كسى هستند كه روح را از كالبد جدا كند. تفكیك قرآن از نهج البلاغه، تفكیك روح از كالبد است، یعنى دیگر جانى در این كالبد وجود ندارد. براى فهمیدن سیما و چهره و شخصیت واقعى زن در نهج البلاغه باید به قرآن مراجعه كرد و انتقادهاى نهج البلاغه را، در كنار آن، در تطبیق مسئله مورد بحث قرار داد.

نكته دیگرى كه تذكر آن در آغاز بحث ضرورى است این است كه در نهج البلاغه، مسائل تاریخى و مناسبت‏هاى تاریخى، الزاما در بررسى‏ها باید مورد توجه قرار بگیرد. مناسبت‏هاى تاریخى سخن امام، به مثابه قراینى است كه در كلام گفته مى‏شود. اگر ما سخنى را از قرائن متصل و منفصلش جدا بكنیم، مفهوم نخواهد بود ومقصود گوینده را نخواهد رساند. مناسبت‏هاى تاریخى سخن امام، به مثابه این قرائن است اگر ما این قرائن را تفكیك كردیم، مقصد امام را بخوبى درك نكرده‏ایم. اگر بنا به مثال معروف لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ را از یا أَیُّهَا جدا كردیم، آنچه كه قرآن مى‏گوید به آن نخواهیم رسید و اگر كُلُوا وَ اشْرَبُوا را گرفتیم و به لا تُسْرِفُوا توجه نكردیم، به مفهوم واقعى و مقصد نهایى قرآن نرسیده‏ایم. همچنین است مناسبت‏هاى تاریخى در سخن امام.

مطالبى كه در نهج البلاغه در باره مقام و شخصیت زن آمده، كه اگر بدرستى استقصا بشود، سیزده، چهارده مورد است، در تمام این موارد، مناسبت‏هاى تاریخى خاصى هست كه باید آن مناسبت‏ها مورد توجه قرار بگیرد و مع الاسف، برخى، به مناسبت‏ها توجه نكرده و از آن غافل مانده‏اند. به عبارت دیگر، برداشتى كه من دارم این است كه قضایایى كه در زمینه‏هاى مشابه مقام و شخصیت زن در نهج البلاغه آمده است به صورت قضایاى «خارجیه» است نه بصورت قضایاى «طبیعیه» یا «حقیقیه». با طبیعت زن كارى ندارد، بصورت حكم كلى براى همه زنان جهان كارى ندارد، سخن از زن موجود در جامعه است با تمام نقص‏ها و نارسائى‏هایش. آنچه كه امام مورد انتقاد قرار مى‏دهد، زن موجود در جامعه است و كلیه زنانى كه با چنین خصوصیات و خصایصى در جامعه ظاهر مى‏شوند. اگر در طبیعت زن خواستیم تحقیق كنیم، قرآن در این زمینه، مسئله را بروشنى بیان كرده است و این در نهایت به همان مسئله بازگشت مى‏كند كه قرائن و مناسبت‏هاى تاریخى را نباید ندیده گرفت.

نكته دیگر این كه در برخى از مسائل، احكام موقت مقطعى در اسلام، چه در عصر پیامبر و چه در عصر امیر المؤمنین، وجود داشته، و این احكام ثانوى بصورت دستورهاى مقطعى، سلسله‏اى از احكام بوده است كه به تناسب ظرفیت‏هاى زمان، بیان مى‏شده است. این مسئله، هم در زمینه مقوله‏هاى حقوقى صادق است و هم در زمینه مباحث و مسائل دیگر كه مربوط به مسائل ارزشى است و در این زمینه ما نمونه‏هایى هم داریم. در یك مورد، وقتى كه از امام در باره سخن رسول خدا كه فرمود: «با خضاب، پیرى را تغییر دهید و به یهود تشبّه نكنید» سؤال مى‏شود، امام در پاسخ مى‏فرماید: آرى چنین است و رسول خدا چنین دستورى را داده است كه مردم، سفیدى‏هاى موهایشان را با خضاب پنهان كنند و موها را سیاه كنند و تشبّه به یهود پیدانكنند. شرایط، شرایط نخستین سال‏هاى هجرت است و بوجود آمدن اولین هسته‏هاى مركزیت سیاسى در مدینه و تشكیل حكومت اسلام. این دستور از طرف رسول خدا صادر مى‏شود كه سفیدى‏هاى مو را با خضاب پنهان كنید و موهاى سفید را آن چنانكه یهود برملا مى‏كنند، آشكار نكنید. امام در توجیه و تفسیر این حكم مى‏فرماید: «درست است كه رسول خدا چنین دستورى داد» اما این دستور در شرایطى بود كه مسلمانان اندك بودند و براى این كه این اقلیت از یك تجّمع و تشكّل ظاهرى برخوردار باشند رسول خدا چنین دستورى داد. اما امروز كه نطاق اسلام، وسعت پیدا كرده است، قلمرو دین وسیع شده است و استوارى یافته و پایه گرفته است، امروز دیگر هر مردى آزاد است هر راهى را راجع به رنگ موى صورتش اتخاذ كند، سپید باشد یا مشكى باشد. ملاحظه مى‏كنید كه یك دستور مقطعى، به مناسبتى خاص است.
گاهى برخى مسائل ارزشى هم به همین شكل در جامعه مطرح مى‏شود. بنا به برداشتى كه دارم، برخى از مسائلى كه در باره زن و مقام و شخصیت زن در نهج البلاغه آمده است، در رابطه با این مسئله است. باز شرایط حاكم بر جامعه، اساس نظرها و دیدگاه‏ها بوده است.
نكته آخرى كه در مقدمه بحثم باید خیلى فشرده بیان شود و فرصت بیشترى براى بحث جالب آینده باشد، مسئله تساوى و برابرى است، آنچه كه در اسلام، قرآن و نهج البلاغه دیده مى‏شود، مسئله «تساوى» است نه مسئله «تشابه» تفاوت است و نه تبعیض. مسئله تفاوت‏هاى فیزیكى و روحى بین زن و مرد، مطلبى نیست كه انكار پذیر باشد، از مقوله حقوقى و در قلمرو جعل هم نیست كه بنشینیم آن را اثبات یا نفى كنیم و در این زمینه هم هیچ توضیحى لازم نیست. در تفاوت‏هاى بین این دو جنس انسان، دو گونه انسان، با حفظ انسانیت در هر دو، حكمت بالغه‏اى هست كه مسئله تقسیم مسئولیت‏هاست و این تقسیم مسئولیت‏ها ایجاب كرده تا چنین تفاوت‏هایى باشد و یا به عكس چنین تفاوت‏هایى ایجاب مى‏كند كه مسئولیت‏هاى متفاوتى بر دوش زن و مرد باشد. متقن‏ترین و شایسته‏ترین حكم و قانون آنست كه با آنچه كه در خلقت و آفرینش انسان هست تطبیق كند. تفاوت‏ها از اساس تفاوت‏هاى موجود و عینى فیزیكى و روحى سرچشمه مى‏گیرد، اما «برابرى» یك مسئله ارزشى و حقوقى است و قابل جعل است و این مسئله‏اى است مهم. مسئله تفاوت‏ها، مسئله‏امروز و دیروز نیست. به من اجازه بدهید براى روشن شدن مطلب، باز یك مثال بزنم: امروز در بسیارى از رشته‏هاى علمى و تخصصى، مسأله این است كه آیا زنان مى‏توانند از عهده آنها برآیند یا نه. بسیارى از متخصصان، حتى متخصصان غرب رفته و غرب دیده، حتى متخصصان غرب زده ما به صراحت مدعى هستند كه بسیارى از تخصص‏ها از عهده زنان خارج است و توانایى‏هاى لازم را در آن رشته تخصصى ندارند.

اما در مورد بیمارى‏هاى زنان، اولویت با زنان است یا مردان اگر اولویت‏هاى شرعى، اولویت‏هاى ارزشى را مطرح كنیم، اولویت با زنان است. در جامعه‏اى كه با ارزش‏هاى والاى انسانى زندگى مى‏كند، در جامعه‏اى كه ارزش‏هاى اسلامى بر آن جامعه حاكم است، باید بیمارى‏هاى زنان بوسیله زنان متخصص درمان بشود. اما مى‏بینیم كه وقتى از خود متخصصان سؤال مى‏شود، مى‏گویند زنان توانایى لازم را حتى در این رشته هم از خود ندارند، البته یك اصل را ما مى‏پذیریم. استثمار ممتد، استضعاف ممتد، ستم تاریخى ممتد بر زن، زن را به این حال انداخته است. زن، بالاخص زن مسلمان، ثابت كرده است كه در اندك مدتى مى‏تواند از این ستم تاریخى خودش را رها كند. هم اكنون در جامعه نو بنیاد اسلامى ما، بسیارى از مسائل در این زمینه حل شده است و زنان ما پیشگامند، پیشروند، حتى در بعضى مسائل از مردان ما هم جلوتر هستند. اما باز مسئله توانائى‏ها مسئله‏اى است كه از درون انسان سرچشمه مى‏گیرد، از آن حالات روحى و فیزیكى انسان سرچشمه مى‏گیرد. وقتى یك زن نتواند هشت ساعت در اتاق عمل، بدون آنكه دستش را به جایى بزند، بدون این كه یك لحظه حتى بنشیند، مداوم كار كند، اما مرد بتواند این كار را انجام دهد، چه مى‏شود كرد این طبیعت است. نمى‏تواند هشت ساعت مداوم، پنج ساعت مداوم كار سنگین انجام بدهد، استاد متخصصى در این باره مى‏گفت: خانمى كه استاد من بود در یك عمل نسبتا آسان تخصصى در اتاق عمل فریادش در آمد و من مرد شاگردش را به كمك طلبید و بالاخره من توانستم مشكل ایشان را رفع كنم.

این تفاوت‏ها مسأله‏اى نیست كه بشود با شعار حلش كرد و یا این كه بتوان با گفتگو یا وضع قوانین آن را حل كرد. بله، تكنیك مى‏تواند بسیارى از ناتوانى‏ها را حل كند. اگر تكنیك توانست این هشت ساعت را به دو ساعت تقلیل دهد، مسئله حل مى‏شود. همان گونه كه فرضا در مسأله كشیدن دندان، تكنیك این كار را كرده است وبا استفاده از اهرم، با نیروى كم، دندان بیرون مى‏آید، یعنى همان نیروى بسیارى كه یك مرد مجبور بود براى كندن دندان صرف كند، یك خانم دندانپزشك مى‏تواند با نیروى كمترى ولى با استفاده از تكنیك، آن را انجام بدهد. ولى باز تفاوت‏هاى اساسى و مسائل زیر بنائى سر جاى خودش محفوظ است.

در مدت كوتاهى كه فرصت هست، من نمى‏توانم همه مواردى كه در نهج البلاغه آمده است مطرح كنم، اما یك، دو یا سه بخش از مسائل مربوط به زن را مى‏توانم در این فرصت كوتاه به عرضتان برسانم.

در خطبه 79 نهج البلاغه فیض السلام، امام (ع) مى‏فرماید: معاشر النّاس، انّ النّساء نواقص الایمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول... اى مردم، زنان ایمانشان ناقص است، حظ و بهره‏شان كم است، عقل‏هایشان كم است.

علامت نقصان و كمى ایمانشان این است كه مى‏بینیم از نماز و روزه در دوران ماهیانگى‏شان معاف هستند. اما علامت نقصان عقل‏هایشان این كه شهادت دو زن بجاى شهادت یك مرد است. اما علامت نقصان بهره‏شان این است كه میراث زن، نصف میراث مرد است. پس شما بپرهیزید از شرّ زنان و از بهترینشان برحذر باشید و در معروف و كار خیر اطاعتشان نكنید تا این كه در كار منكر و بد، طمع بخود راه ندهند.

با این ترجمه‏اى كه من كردم و ترجمه‏اى متعارف بود، اگر كسى برداشت كند كه این سخنان، كرامت زن را آن چنان كه هست بیان نكرده، یا آن گونه كه دشمنان ما مى‏گویند، اهانت به مقام زن كرده، شاید كمى قابل قبول باشد.

اما این نكته ناشى از آن است كه سخن بدرستى تحلیل نشده چرا كه ترجمه هیچگاه نمى‏تواند رساى به تفسیر مقاصد و مفاهیم مورد نظر گوینده باشد. به دو نكته باید توجه داشت: مضمون كلام و مناسبت‏هاى تاریخى و شرایط حاكمى كه این سخن در آن شرایط گفته شده است. نخست به مناسبت‏هاى تاریخى این سخن مى‏پردازیم، البته قبل از تعرّض به مناسبت تاریخى، باید یك نكته را هم ضمیمه بكنم (كه بهتر بود در اوایل عرضم اشاره مى‏كردم) كه این سخنان، سندى هم دارد، البته نه آن چنان سندى كه داراى شرایط خاصى در فقه است، بلكه شرایط لازم براى قبول یك خبر در این نكاتى كه در نهج البلاغه آمده است وجود دارد، یعنى تنها سید رضى نیست كه این سخنان را نقل كرده است، بلكه دیگران نیز نقل كرده‏اند و اگر گاه در سندیت‏شبهه مى‏شود یا ایرادى گرفته مى‏شود، شرایط خاصى است كه فقط در فقه مطرح است و آن مخصوص فقه است و براى استنباط احكام شرعیه.

این سخن، بخشى از یك نامه طولانى است كه امام در زمان اشغال سرزمین مصر بوسیله عمر و بن عاص و پس از شهادت محمد بن ابى بكر، آن را نوشت و براى مردم مصر فرستاد تا براى مردم مصر خوانده شود، و بهمین دلیل است كه برخى، آن را در خطبه‏ها آورده‏اند و برخى در نامه‏ها، چرا كه هم بصورت نامه و هم بصورت خطبه ایراد شده بود. سخنانى كه امام ایراد مى‏فرمودند به چند صورت بوده است: گاه امام بر فراز منبر سخن مى‏گفت و گاه جایگاه خاصى براى امام ترتیب مى‏دادند و سخن مى‏گفت و گاه از حسنین استفاده مى‏كرد، مطالبى را به حسنین مى‏فرمود و حسنین به مردم عرضه مى‏كردند و گاه باین صورت بوده است كه امام، نخست مطلبى ایراد مى‏فرمود و سپس آنرا مى‏نوشتند و بصورت مكتوب به نقاط دیگر مى‏فرستادند و این مكتوب بر مردم خوانده مى‏شد.

در این نامه طولانى، امام كلیه حوادث بعد از رحلت پیامبر را كه جامعه اسلامى بخود دیده است تشریح مى‏كند و در حقیقت، اجمالى از تاریخ سیاسى اسلام بعد از رحلت پیامبر را بیان مى‏نماید تا به جریان جمل مى‏رسد و جنگ جمل و انگیزه‏هاى بوجود آورنده این فتنه و فاجعه را تشریح مى‏كند و از زمینه‏هایى كه باید در جامعه از بین برود تا این فتنه‏ها بوجود نیاید سخن مى‏گوید. در این رابطه است كه امام به مسئله زن مى‏رسد زن، آن موجودى كه در برپا شدن این فاجعه و این فتنه، نقشى عظیم داشته است. و كار چنین شده است كه فرصت طلبانى، پیمان شكنانى، براى دستیابى به اهداف پلیدشان، از این نقطه ضعف جامعه سود برده‏اند نقطه ضعف‏هایى كه هرگاه در جامعه موجود باشد، هر فتنه‏گر و توطئه‏گرى مى‏تواند از آن استفاده كند.

وقتى مسئله سیاهپوشى را رادیو امریكا مطرح كرد، چه كسانى در جامعه ما پیروى كردند این چه نقطه ضعفى در جامعه ما بود كه با این فضاحت مورد استفاده توطئه‏گران قرار گرفت در جامعه‏اى كه در آن، امیر المؤمنین على (ع) زمام امور را به دست گرفته، هر لحظه خوف آن مى‏رود كه از این نقطه ضعف استفاده شود، یعنى از زن، بعنوان‏ابزارى براى پیش برد اهداف سیاسى استفاده شود. امام مى‏خواهد این زمینه را منتفى كند، این پایگاه توطئه‏گران و فتنه‏جویان را نابود كند و با نابودى این پایگاه‏ها، توطئه‏ها خاموش بشود. مسأله زن در سخن امام (ع) با این مناسبت تاریخى آغاز مى‏شود: بعنوان یك نقطه كور در جامعه، یك نقطه ضعف، یك زمینه‏اى براى سوء استفاده توطئه‏گران زنى كه از آن موقعیت خاص و مسئولیت‏هاى خاص خودش پا فراتر مى‏گذارد، به مسائلى مى‏پردازد كه از عهده او بیرون است و از او خواسته نشده است بالاخص كه این زن از یك سلسله خصائص هم برخوردار باشد كه جامعه‏پسند باشد و توده‏هاى مردم از این خصیصه‏هایى كه در او وجود دارد، بهتر و بیشتر استقبال كنند، در آن صورت فاجعه عمیق‏تر است و مشكل دو چندان. در این موقعیت و با این شرایط تاریخى است كه امام این سخنان را مى‏گوید.

اما تفسیر محتواى كلام. در این سخن، كلمه «ایمان»، «حظ» و كلمه «عقل» بكار برده شده است. ما روى این سه كلمه كمى تأمل مى‏كنیم. ایمان به چند معنا بكار رفته است: گاه ایمان، صرفا به مسأله اعتقاد، اعتقاد جازم و عقیده قلبى.

و آن گره و آن حالت جزم و یقین فكرى اطلاق مى‏شود كه ناشى از تفكر و ناشى از استدلال و دیگر ابزار شناخت است. انسان با تكیه و استفاده از ابزار مختلف شناخت به یك سلسله باورهایى مى‏رسد كه به آن باورها ایمان گفته مى‏شود، این یك معناى ایمان است. ایمانى كه در این سخن امام آمده به این معنا نیست، به دلیل تفسیرى كه به دنبالش هست. گاه ایمان، به معناى عمل و مسئولیت‏هاى ناشى از عقیده مى‏آید، چرا كه ایمان تجلى عقیده در عمل است. وقتى عمل جلوه‏گاه عقیده انسان باشد، به نام ایمان و به اسم ایمان مطرح مى‏شود. ایمام آن اعمال ناشى و سرچشمه گرفته از اعتقاد قلبى انسان است. باز ایمان به این معنا در قرآن و در متون اسلامى آمده، اما در سخن امام ایمان به این معنا هم اطلاق نشده است، به علت تفسیرى كه خود امام دارد.

گاهى هم ایمان، به معناى عمل و مسئولیت‏هاى حاكى از اعتقاد است. در بسیارى از موارد، به عمل انسان و مسئولیت‏ها و عقاید باطنى كه آن عمل نشان دهنده و ارائه دهنده آنهاست، ایمان گفته مى‏شود. و معناى چهارمى هم ایمان دارد كه در موارد مختلف هم بكار رفته است. این بار، ایمان به معناى عمل و مسئولیت‏هایى است كه در مقوله‏هاى حقوقى و در نظام ارزشى و به تعبیر دیگر در شرع از انسان خواسته‏اند. به‏دنبال عقایدى كه انسان داشته است، شرع از او به مقتضاى آن عقاید، این مسئولیت‏ها را خواسته است. ایمان، آن گونه مسئولیت‏هایى است كه شرع بر اساس عقاید انسان از او طلب مى‏كند. ایمان به این معنا موارد استعمالش كم نیست در سخن امام (ع) ایمان به همین معنا به كار رفته است، چرا كه به دنبالش تفسیر شده، «و امّا نقصان ایمانهنّ» یعنى اما این كه مسئولیت‏هاى زن سبك است، كمتر است، دلیلش اینست كه مى‏بینیم اسلام نماز و روزه را در زمان عادت ماهیانه‏اش از او نخواسته است.

مى‏بینیم در اینجا دقیقا ایمان به معناى مسئولیت‏هایى است كه شرع بر اساس عقاید از یك شخص خواسته است. اسلام از زن، مسئولیت‏هاى سنگین نخواسته است. نقصان ایمان به این معنا و كمبود مسئولیت‏هایى كه بر عهده زن گذاشته شده و نقصان وظائفى كه از زن خواسته شده، نه اهانت به مقام زن است، نه كمبودى در شخصیت زن است و نه چیزى از مقام و منزلت زن مى‏كاهد بلكه این كم كردن مسئولیت‏ها صرفا از آن تفاوت‏هاى فیزیكى و روحى ناشى مى‏شود.

در مورد عقل، باز ما معانى مختلفى مى‏بینیم كه در استعمالات منظور مى‏شود. نخست از عقل، مبدأ ادراك و حیات فكرى انسان منظور مى‏شود. گفته مى‏شود عقل یعنى آن مبدایى كه ادراك انسان، تفكر انسان از آن مى‏جوشد. گاه به معناى اثر این مبدأ، به معناى مصدرى، آن تفكر و تعقل و ادراكى را كه خاصیت این مبدأ انسانى و مبدأ شعور او است عقل مى‏نامند. گاه نیز مسئله عقل به معناى پیامدهاى تفكر است، آن حالت‏هایى كه براى انسان بر اساس تفكر و بر اساس تعقل پیش مى‏آید. صبر و استقامت، تحمل، مسئله ضبط، مسئله دقت و مسائل مشابه، از آثار و پیامدهاى تعقل و تفكر است. در این جمله امام (ع) مى‏فرماید كه زنان در عقل ناقصند، به دلیل تفسیرى كه به دنبالش مى‏آید، نه منظور آنست كه مبدأ فكرى زن از نظر كمى یا كیفى كوچكتر یا كمتر از آن مرد است و نه حتى به معناى تفكر به معناى مصدرى است، بلكه منظور آن آثار است كه برخاسته از تفكر در زن به تناسب نیروهاى جسمانى و روحى‏اش اندك و ضعیف است، یعنى صبرش، استقامتش، تحملش، حافظه‏اش، دقتش. اگر كمبود این سلسله مسائل در زن بر اساس تفاوتهاى موجود بین او و مرد باشد، به معناى آن نیست كه به زن اهانت شده یا مقام زن كمى پائین‏تر از آنچه كه هست معرفى شده است. این هنوز آغاز بحث است ولى ناچارم كه بحث كافى و لازم را براى‏فرصت دیگرى بگذارم و یك جمع بندى مختصر از همین بحث كوتاه داشته باشم.

تفاوت‏هاى موجود بین زن و مرد از مقولات ارزشى و حقوقى نیست و قابل جعل نمى‏باشد و بهمین دلیل نابرابرى‏هاى در قبول مسئولیت‏ها ایجاد مى‏كند و مسئله عقل، مسئله حظّ و مسئله ایمان در رابطه با همین دید مطرح مى‏شود و امام سعى بر آن دارد كه سیما و شخصیت زن را آن گونه كه هست، آئینه‏وار ارائه بدهد، یعنى درست انگشت روى نقطه ضعفها بگذارد تا زن در جامعه اسلامى بتواند با جبران این كمبودها این خلأها را آن چنان پركند كه فاطمه‏وار و زینب‏وار نقش سازنده خود را در جامعه ایفا كند.

سخن آخر من این است كه امام (ع) در شرایطى از مقام زن سخن مى‏گوید، از نقصان عقل و نقصان ایمان آنها سخن مى‏گوید كه همسرى چون فاطمه دارد. اگر ما توجه به همین اصل داشته باشیم، بسیارى از مسائل حل مى‏شود. در برابر دیدگان على (ع)، فاطمه بوده است و در شرایطى كه على (ع)، فاطمه را در زندگى دیده است، پس از سالها این سخن را بر زبان مى‏آورد تا زنان جامعه با توجه به خلأها و كمبودها خود را به مقامى چون فاطمه و چون دخترش زینب برسانند.

نظرات() 



Northwest Pharmacy
یکشنبه 1 مهر 1397 11:30 ق.ظ

Very good postings. Regards!
canadian online pharmacies legitimate trust pharmacy canada reviews canadian pharmacy online pharmacies online pharmacies canadian pharmacy uk delivery canada medication list canadian pharmacies online prescriptions canadian pharmacycanadian pharmacy canada medications buy
cialisyoues.com
چهارشنبه 28 شهریور 1397 08:03 ق.ظ

You said it nicely.!
only now cialis for sale in us cialis tablets australia cialis pills in singapore tadalafil cialis generika recommended site cialis kanada cheap cialis cialis tablets cialis 20mg prix en pharmacie cialis 5 mg buy
cialisvv.com
دوشنبه 12 شهریور 1397 02:04 ب.ظ

Thanks, Lots of info.

canadian discount cialis cialis 20 mg cut in half cialis cost generic cialis pro cialis generic tadalafil buy ou trouver cialis sur le net cialis for bph where cheapest cialis brand cialis nl generic cialis pill online
cialisiv.com
یکشنبه 11 شهریور 1397 09:29 ب.ظ

Cheers! I like it!
generic cialis tadalafil buy cialis online cheapest cialis generique estudios de cialis genricos cost of cialis per pill link for you cialis price cialis for sale south africa prescription doctor cialis venta de cialis canada generic cialis with dapoxetine
can i buy viagra without a prescription
سه شنبه 23 مرداد 1397 08:59 ق.ظ

You actually suggested that wonderfully.
buying cheap viagra cheapest viagra online canadian pharmacy viagra online viagra pharmacy is it illegal to buy viagra online order cheap viagra online generic sildenafil citrate find viagra can you buy viagra without a prescription where can i buy the cheapest viagra
http://babecolate.com/buy-cialis-online-safely-2018.html
سه شنبه 23 مرداد 1397 12:34 ق.ظ

Seriously plenty of great data!
cialis generico lilly cialis sale online cialis kaufen cialis generico milano effetti del cialis cialis soft tabs for sale viagra cialis levitra cialis side effects dangers cialis without a doctor's prescription dosagem ideal cialis
Generic cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 02:21 ب.ظ

You said it nicely.!
buying cialis in colombia prescription doctor cialis price cialis best we like it cialis soft gel can i take cialis and ecstasy recommended site cialis kanada achat cialis en europe wow look it cialis mexico tadalafil 20 mg cialis coupon
Buy viagra online
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:59 ب.ظ

Kudos, Plenty of content.

purchase viagra online generic sildenafil buy kamagra viagra buy canadian viagra online best place to buy viagra online viagra price uk viagra side effects sildenafil to buy buying viagra online uk pharmacy buy online
Cialis pills
یکشنبه 19 فروردین 1397 12:28 ق.ظ

You stated it fantastically!
enter site natural cialis cialis 30 day trial coupon enter site very cheap cialis cialis uk cialis 10 doctissimo cialis soft tabs for sale cialis rezeptfrei sterreich female cialis no prescription click here take cialis cialis generic
Buy generic cialis
جمعه 3 فروردین 1397 03:16 ق.ظ

Useful facts. Kudos.
wow cialis tadalafil 100mg non 5 mg cialis generici cialis generico online cuanto cuesta cialis yaho cialis efficacit cialis dosage calis cialis en 24 hora achat cialis en europe are there generic cialis
Moses
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:47 ق.ظ
Hi there, i read your blog from time to time and i own a similar
one and i was just curious if you get a lot of spam comments?
If so how do you stop it, any plugin or anything you can suggest?
I get so much lately it's driving me insane so any support is very much appreciated.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر